تحولات اخیر فلسطین

توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. چاپ

در چند ماه اخیر شرایط زندگی فلسطینی ها رو به وخامت نهاده است . دولت نتانیاهو که می توان گفت دست راستی ترین دولتی‌ست که  از تاریخ پیدایش این کشور به قدرت رسیده، با انتخاب ترامپ، افسارگسیختگی‌اش دیگر حدی نمی‌شناسد و در این چند ماه شدیدتر نیز شده است.

دولت اسرائیل که همیشه خود را دموکراتیک ترین دولت خاورمیانه وانمود میکرد با تصویب قانون "دولت ملت یهود" این بار خصلت آپارتایدی دولتش را در قانون اساسی به ثبت رساند و اساساً امکان بوجود آمدن یک دولت واحد که در آن کلیه شهروندان از حقوقی برابر برخوردارباشند را منتفی کرد. در عین حال جایگاه زبان عربی را که تا کنون زبان دوم رسمی کشور محسوب می شد نفی کرد. این قانون در تاریخ ۱۹ ژوییه ۲۰۱۸ به تصویب نمایندگان رسید.



اسرائیل قصد دارد با اتکا به این قانون به الحاق ساحل غربی پرداخته و عملاً تبدیل اسرائیل به کشوری اسرائیلی-فلسطینی و "راه حل دولت واحد" را غیر ممکن سازد. با این قانون کلیه فلسطینیان عملاً از حقوق شهروندی محروم خواهند شد.

اگرچه همیشه آپارتاید در اسرائیل عملا وجود داشته ولی با این قانون و ثبت آن در قانون اساسیِ این کشور، دیگر جایی برای "شک و شبهه" وجود ندارد.
همزمان و در حمایت کامل از سیاست‌های دولت اسرائیل، دولت آمریکا کمک مالی خود را به آژانس سازمان ملل برای کمک به پناهندگان فلسطینی قطع کرد. مبلغ این کمک به ۲۰۰ میلیون دلار می رسید.  به چه دلیل ؟

از سال ۱۹۴۷ این آژانس که وابسته به سازمان ملل است، برنامه های کمک به پناهندگان فلسطینی در غزه ، ساحل غربی و همچنین کشورهای مجاور را سرپرستی می‌کرد. این کمک‌ها از جمله برای ساختن بیمارستان، مدرسه و فراهم کردن دیگر امکانات لازم برای زیست می‌بود. واضح است که این سازمان بدون کمک مالی آمریکا نمی‌تواند به فعالیت‌های خود ادامه دهد. این تلاش مذبوحانه نه فقط برای تنبیه فلسطینیان می‌باشد بلکه اسرائیل  و آمریکا بر آنند که تعریف "پناهنده فلسطینی" را رسما  تغییر دهند؛ این تعریف از  سال ۱۹۴۹ از جانب مجامع بیت المللی به رسمیت شناخته شده و طبعا حق بازگشت نیز در آن مستتر است. یادآوری می کنیم مسئله پناهندگان و حق بازگشت همیشه مسئله‌ای کلیدی در تمام آنچه مذاکرات نامیده میشده، بوده و هست . تظاهرات "بازگشت بزرگ" هم در این راستا باید فهمیده شود. این تظاهرات تاکنون دهها کشته و هزاران زخمی به جای گذاشته است. بعلاوه از ماه مارس به این طرف ۷۲ نفر به ضرب گلوله های هدفمند سربازان اسرائیلی که عمداً به زانوهای جوانان شلیک می کنند، معلول شده اند.

در عین  حال آمریکا و اسرائیل تلاش دارند با اعمال این فشارها، رهبران فلسطین را مجبور کنند تا بر سر میز "مذاکره" برگردند. از جمله‌ی این فشارها می‌توان از تصمیم آمریکا در بستن دفتر سازمان آزادیبخش فلسطین در واشنگتن نام برد. این دفتر که عملا سفارت فلسطین در سازمان ملل بود، مسئولیت تمامی اقدامات دیپلماتیک فلسطین در سطح بین المللی را بر عهده داشت. از جمله این اقدامات، تشکیل پرونده های قضایی و اعلام شکایت علیه اسرائیل در پیشگاه دادگاه قضایی بین المللی‌ست.

آمریکا و اسرائیل عملاً به دنبال خفه کردن مبارزات خلق فلسطین هستند؛ تلاش دارند که آنها را دست بسته به پای میز بیاورند تا مرگ‌نامه خویش را امضا کنند .
گفته می شود طرح صلح آمریکا، اگر چه هنوز رسما اعلام نشده، قصد دارد رهبران فلسطین را مجبور کند تا از تشکیل دولت خویش دست برداشته و نهایتاً بپذیرند که در کنفدراسیونی مشترک با اردن حل شوند. این فدراسیون اردن، بخشی از ساحل غربی و غزه را در بر خواهد گرفت و به معنای از بین رفتن قضیه فلسطین و مبارزاتش خواهد بود .

اهمیت جنبش بایکوت، عدم سرمایه گذاری و تحریم
از بدو پیدایش دولت اسرائیل، دستگاه عظیم تبلیغاتی این کشور با بودجه های میلیون دلاری تلاش کرده است تصویر اسرائیل را با اتکا به فاجعه جنگ جهانی دوم در سطح افکار عمومی قابل قبول کرده و خود را به عنوان دموکراتیک ترین کشور خاورمیانه معرفی کند. گویی کشوری است که در محاصره اعراب و مسلمانان خونخوار به سر می برد و همچنان قربانی یهودستیزی اعراب است.

این سیاست تبلیغاتی تا سال ۱۹۸۲ به خوبی پیش می رفت و حتی بعضی از "چپی‌های" خودمان نیز به این دام افتاده بودند.
از سال ۱۹۸۲ و پس از کشتار صبرا و شتیلا توسط فالانژیستهای لبنان که با همکاری اسرائیل به وقوع پیوست، برای اولین بار این تصویر خدشه دار شد. تلویزیون های جهان تصاویر این کشتار را پخش کرده و کمابیش چهره واقعی صهیونیزم را آشکار کردند.

حمله وحشیانه دولت اسرائیل در سال ۲۰۱۴ به غزه و کشتار بی رحمانه بیش از ۲۰۰۰ نفر و انعکاس این توحش در افکار عمومی و به‌خصوص در فضای مجازی، پرده را به کلی از هم دَرید.
جنبش بایکوت، عدم سرمایه گذاری و تحریم  BDS در این راستا اهمیتی جدی  به خود می گیرد. این جنبش به جز ضربات مهلکی که به اقتصاد اسرائیل وارد می‌کند، بر تلاش اسرائیل در پنهان کردن واقعیت شرم آور خویش نیز خط بطلان می کشد.

اثبات این مدعا آنست که اسرائیل این جنبش را جدی گرفته و با اتکا به تمام حلقه های نفوذی خویش، تلاش دارد تا حد ممکن مانع پیشروی آن گردد.
بنابراین برای ما شرکت در این جنبش، چه به طور فردی و چه جمعی و تلاش دائم در انعکاس آن از وظائف ضروری و اصولی مبارزه است که در کنار حمایت از قیام خستگی ناپذیر جوانان فلسطینی باید به آن پرداخت تا نسل جدید مبارزان فلسطین بتوانند افقهای جدیدی را بگشایند...


۱۹ سپتامبر​ ۲۰۱۸