قانا [رونوشت جديد]

سه شنبه ، ۲۱ شهریور ۱۳۸۵؛ ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۶

چاپ

[رونوشت جديد]
ترجمه از عربی: مصطفی ناصر
يادداشت مترجم:
بار اول در آوريل ۱۹۹۶ بود که دهکدهء قانا (در جنوب لبنان) مورد حملهء نيروهای اسرائيلی قرار گرفت و جمعی از اهالی غيرنظامی که در يک مقر وابسته به نيروهای ملل متحد پناه گرفته بودند به خون در غلتيدند. حاصل اين جنايت، ۱۰۶ کشته و بيش از صد زخمی بود. شورای امنيت خواستار محکوم کردن اسرائيل بود ولی آمريکا آن را وتو کرد.
۱۰ سال بعد، در ژوئيهء امسال دوباره به قانا حمله شد و باز کشتاری ديگر صورت گرفت. از ۵۵ کشته بيش از ۲۷ تن کودک بودند. اين بار هم محکوميتی درکار نبود!
سطوری که در زير می خوانيد ترجمه ای ست از يادداشت های روزانهء شاعر بزرگ فلسطين، محمود درويش، که در شهر رام الله (فلسطين) به سر می برد.

منبع: آدرس زير:
http://www.alkarmel.org/prenumber/issue88-89/darwesh.pdf

* * * * * * * * * * *

سپيده دم امروز، سی ام ژوئيه، دولت اسرائيل برتری نظامی قاطع خود را جامهء عمل پوشاند: در قانا بر کودکان پيروز شد، و آنان را تکه تکه کرد. کودکان در خواب بودند و خواب می ديدند که سالم به بستر و رختخواب اصلی خود، باز می گردند. شايد هم خواب يک صلح کوچک را می ديدند بر اين زمين کوچک. خواب می ديدند که آرام آرام بزرگ می شوند و اول پائيز به مدرسه می روند، خواب می ديدند که از مدرسه فرار می کنند اما نه از ترس هواپيماها... بل به دليل به تنگ آمدن از درس جغرافی. اما در خواب کشته شدند بی آنکه بيدار شوند و سپس بترسند و فرياد زنند. خواب بودند و خواب ماندند... دستهای برخی از آنها روی سينه هاشان بود، برخی هم دستها شان قطع شده بود. دير زمانی ست که ديگر نمی گريم، از آن زمان که فهميدم اشکم آنانی را شاد می کند که مرده ام را دوست می دارند. اما آنان که ما را مرده می خواهند امروز سرمست از پيروزی شان شادمانی می کنند.... سرمست اند از اينکه غريزه نفرت و قتلِ رايگان بر سرشت عشق کودکان به مادرانشان پيروز شده است. نه، شير سياه نيست. شير خون روان است و خشکيده. پس بگذار اين بار گريه کنم بدون احساس گناه و بدون هراس از ملامت اين و آن. قاتلان، همانها که قانای اول را مرتکب شدند از ترس اينکه فراموش کنيم بار ديگر نمايش و اجرای کشتار را تکرار می کنند، مبادا کسی از ما باور کند که رؤياهای کودکانمان که خواب صلح می بينند دست يافتنی و ممکن است. اين بار پوزشی نخواستند، تا مبادا کسی آنان را متهم کند که گويا بين قاتل و مقتول برابری اخلاقی قائل اند. نه نمی توانم با کسی سخن بگويم تا از من نپرسد: چه می نويسی؟ اگر زبان، بلاغت را هدف خويش بداند در توصيف، پروای اخلاق ندارد. زبان را آن شايستگی نيست که به تشريح اين تصوير بپردازد، اين تصوير را گنجايش تکه پاره های اجساد فرشتگان نيست. چند مسيح کوچک را می توان در يک شمايل گنجاند؟ آن کس که امروز شعری بسرايد و يا تابلو نقاشی کند و يا رمانی را بخواند و يا به موسيقی گوش فرادهد.... بزهکار است. اين عيد دولتی است که بر فرشتگان پيروز شد و به يادمان آورد که آتش بس استراحت کوتاهی است بين اين کشتار و کشتار بعد!

رام الله، ژوئيه ۲۰۰۶