نگاه يك نويسنده اسرائيلى به حمله احتمالى اسرائيل به ايران

سه شنبه ، ۲۴ آبان ۱۳۹۰؛ ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱

چاپ

«منو بگير!»
اورى آونرى، نويسنده و صلح طلب اسرائيلى، عضو پيشين كنست و از مسئولان «گوش شالوم» (بلوك صلح)
۵ نوامبر ۲۰۱۱
ترجمه بهروز عارفى
همه اين صحنه ى مدرسه را به ياد دارند: پسر كوچكى با بزرگتر از خودش دعوا مى كند. او با صداى بلند از رفيقش مى خواهد: «منو بگير، تا دنده هاش را خرد نكردم!»

از قرار معلوم، دولت ما در چنين راهى افتاده است. او هر روز در همه تلويزيون ها، فرياد مى زند كه هر لحظه ممكن است راه بيفتد تا استخوان هاى ايران  را خرد كند.
ايران به ساخت بمب اتمى نزديك مى شود. و طبيعتا ما چنين اجازه اى نمى دهيم. لذا، ما بايد ان ها را با بمب تكه تكه بكنيم.
بنيامين ناتان ياهو در هر كدام از سخنرانى هاى بى شمارش، از جمله در سخنرانى افتتاحيه كنيست [مجلس اسرائيل] اين مطلب را تكرارمى كند. اهود باراك هم همينطور. هر مفسر با عزت نفسى  در باره اين موضوع مى نويسد. (البته مگر كسى مفسرى ديده كه عزت نفس نداشته باشد؟)  رسانه ها اين صداها را تقويت كرده و بر خشم مى افزايند.
«هآرتص» صفحه اول خود را به تصويرهاى هفت وزير  مهم  (گروه هفت نفره امنيتى)  با حروف درشت مزين  كرده و مى نويسد كه سه نفر با حمله موافق و چهار نفر ديگر مخالف اند.
يك ضرب المثل آلمانى مى گويد: «انقلابى كه پيشاپيش خبرش را بدهند، سر نخواهد گرفت». در مورد جنگ هم، چنين است.
امور هسته اى هميشه مشمول سانسور جدى است. در واقع، خيلى خيلى جدى.
اما حالا، گويا سانسورچى سر لطف آمده است.  خوب، بگذاريد كه اين باباها از جمله نخست وزير و وزير دفاع (رئيس كل سانسورچى ها) بازى شان را بكنند.
رئيس پيشين با سابقه و مورد احترام موساد، مئير داگان  به طور علنى درمورد اين حمله هشدار داده  و آن را «ابلهانه ترين ايده» اى ناميده كه تا به حال شنيده است. او شرح داد كه با توجه به نقشه هاى ناتان ياهو و باراك، وظيفه خود مى داند كه در مخالفت با اين حمله هشدار بدهد.
چهارشنبه،  سيلى از خبر ها به بيرون دزر كرد. اسرائيل موشكى را به آزمايش مى گذاشت كه قادر به فرستادن بمب اتمى است تا فاصله اى بيش از ۵ هزار كيلومتر ، فراتر از مكانى كه خوتان بهتر مى دانيد كجاست.  و نيروى هوائى ما در جزيره ساردين (جنوب ايتاليا) به تمرين پرداخت، در فاصله اى بزرگتر از محلى كه خودتان بهتر مى دانيد كجاست. در روز پنجشنبه، فرمانده جبهه داخلى در تل آويو بزرگ  تمريناتى به عمل آورد و آژيرها را به صدا در آوردند. همه اين شواهد ناظر بر اين است كه تمام اين جار و جنجال ها دوز و كلك است.
شايد براى هراساندن ايرانيان  و زهرچشم گرفتن از آنان.  شايد براى واداشتن امريكائيان  به واكنش هاى افراطى بيشتر. شايد براى هماهنگى قبلى با آمريكائيان. از منابع انگليسى نيز درز كرد كه نيروى هوائى بريتانيا تمرين مى كند تا بتواند از حمله آمريكا به ايران حمايت كند)
اين يك شگرد كهنه اسرائيلى است كه هر وقت به سرمان مى زند، دست به عمل بزنيم. ( در بازارهاى ما رايج است كه هر وقت فروشنده مى خواهد تلقين كند كه ميوه را با ضرر مى فروشد، داد مى زند: «ارباب ديوانه شده است» . ما نبايد بيش از اين، به آمريكا گوش بدهيم. كافى است كه بمب بياندازيم، بمب، بمب...

بسيار خوب، بگذاريد براى لحظه اى جدى باشيم.
اسرائيل به ايران حمله نخواهد كرد. همين و بس.
بعضى ها ممكن است فكر كنند كه من دارم براى خودم درد سر درست مى كنم. آيا نبايد واژه «احتمالا» يا «تقريبا به يقين» را به جمله ام اضافه مى كردم؟
نه، نبايد. من رسما تكرار مى كنم: اسرائيل به ايران حمله نخواهد كرد.
از سال ۱۹۵۶ و ماجراى سوئز، هنگامى كه پرزيدنت دوايت ايزنهاور  با دادن اولتيماتومى عمليات را متوقف كرد، اسرائيل هرگز عمليات نظامى بارزى بدون كسب نظر موافق قبلى آمريكا انجام نداده است.
آمريكا، تنها پشتيبان قابل اتكاى اسرائيل در جهان است. ( شايد افزون بر جزيره فيجى، ميكرونزيا، جزائر مارشال و پالائو!).  گسستن اين ارتباط به معنى بريدن رشته زندگى ماست. براى چنين كارى لازم است كه كمى بيشتر از خل باشى. بايد ديوانه محض شده باشى.
از اين گذشته، اسرائيل بدون پشتيبانى نامحدود آمريكا نمى تواند جنگ بكند.  هواپيماها و بمب هاى ما ساخت آمريكا است. هنگام جنگ، ما به قطعات يدكى، تجهيزات و انواع ادوات نياز داريم. در دوران جنگ يوم كيپور [جنگ رمضان]، هنرى كيسينجر  با يك «پل هوائى» شبانه روز به ما كمك مى رساند. و فكر مى كنم كه آن جنگ در مقايسه با جنگ با ايران، به يك پيك نيك شباهت داشته باشد.
بيائيد نگاهى به نقشه بيندازيم. پيش از شروع هر جنگى، اين كار توصيه شده است.
نخستين چيزى كه تو چشم مى زند، تنگه باريك هرمز است. يك سوم نفت حمل شده از طريق درياها از اين تنگه مى گذرد. كل صادرات نفت عربستان، كشورهاى خليج فارس، عراق و ايران  از اين راه باريك دريائى گذشته و در تيررس قرار دارد.
واژه «باريك»،  كمترين چيزى است كه مى شود گفت. پهناى اين آبراه ۳۵كيلومتر است. يعنى معادل فاصله غزه از بيرشوا، كه در هفته پيش هدف راكت هاى دست ساز جهاد اسلامى قرار گرفت.
هنگامى كه اولين هواپيماى اسرائيل وارد فضاى ايران شود، اين تنگه بسته خواهد شد. نيروى دريائى ايران داراى قايق هاى موشك انداز بسيارى است، ولى نيازى به آن ها نخواهد بود. موشك هاى مستقر در زمين كافى است.
هم اكنون جهان در آستانه دوزخ تلو تلو مى خورد. سقوط نه تنها يونان كوچك   بلكه همراه با آن، بخش عمده اى از اقتصاد جهان را تهديد مى كند. حذف يك پنجم نفت مصرفى ملت هاى صنعتى  فاجعه اى به بارخواهد آورد كه حتى تصورش را هم نمى توان كرد.
گشايش تنگه با زور به عمليات نظامى عمده اى نياز خواهد داشت (از جمله «پياده شدن چكمه پوش ها») كه همه بدبيارى هاى آمريكا در عراق و افغانستان را تحت الشعاع قرار خواهد داد. آيا امريكا توانائى چنين  كارى را دارد؟ يا ناتو؟  خود اسرائيل در چنين رده اى نيست.
اما، اسرائيل بيش از اين در عمليات درگير خواهد شد، االبته فقط در زمينه هدف واقع شدن
در يك نمايش نادر وحدت، همه سران سرويس هاى مخفى اسرائيلى از جمله رؤساى موساد و شين بت آشكارا با ايده جنگ مخالفت كردند. ما فقط مى توانيم حدس بزنيم چرا.
من اصلا نميدانم كه چنين عملياتى ميسر است يا نه. ايران كشور بزرگى است، نقريبا به اندازه آلاسكا. تاسيسات هسته اى در پهنه كشور پراكنده اند و عمدتا در زير زمين قرار دارند. حتى با بمب هاى نفوذى ويژه كه آمريكائيان در اختيار بگذارند، فقط ممكن است تلاش هاى ايران رابه تاخير اندازد –  يعنى در وضعيتى كه قرار دارند ، نگه دارد -  آن هم فقط به مدت چند ماه. براى چنين نتيجه ناچيزى، بهاى بسيار گزافى بايد  پرداخت.

علاوه بر اين، كاملا مسلم است كه با آغاز جنگ، اسرائيل موشك باران خواهند شد.  نه فقط از ايران، بلكه همچنين از سوى حزب الله و شايد حماس. ما دفاع مناسبى براى شهرهاى مان نداريم. ميزان كشته و نابودى  كمر شكن خواهد بود.
ناگهان، رسانه ها درباره سه زيردريائى ما  داستانسرائى مى كنند–اگر آلمانى ها لطفى بكنند و سخاوتمندى به خرج دهند، به زودى تعداد ان ها به پنج يا شش خواهد رسيد. آشكارا گفته اند در صورتى كه ايران بمب هاى اتمى اش را (كه هنوز وجود خارجى ندارند) عليه اسرائيل به كار ببرد، اين زيردريائى ها قدرت «تهاجم دوم» اتمى ايجاد خواهند كرد؛  ولى امكان دارد كه ايرانيان از سلاح هاى شيميائى يا ديگر سلاح هاى كشتار جمعى استفاده كنند.
ولى بهاى سياسى را نيز بايد درنظر گرفت. در كشورهاى اسلامى تنش هاى زيادى وجود دارد. در بسيارى از اين كشورها، ايران از داشتن محبوبيت بسياردور است. اما، يورش اسرائيل به يك كشور عمده مسلمان، بى درنگ وحدت ميان شيعه و سنى را از مصر و تركيه گرفته تا پاكستان و فراتر از آن  پديد خواهد آورد. اسرائيل به ويلائى در يك جنگل آتش گرفته تبديل خواهد شد.
اما، حرف زدن درباره جنگ مصرف هاى زيادى دارد، از جمله مصرف سياسى داخلى.
شنبه گذشته، جنبش اعتراضات اجتماعى دوباره جان گرفت. پس از وقفه دوماهه، توده هاى مردم در ميدان رابين در تل آويو گردهم آمدند. اين تظاهرات كاملا چشمگير بود. چرا كه در همان روز راكت هاى بسيارى روى شهرهاى نزديك غزه پرتاب شد. تا كنون، در شرايط مشابه، همواره تظاهرات را لغو مى كردند ومشكلات امنيتى همه چيز را به فراموشى مى سپرد. ولى نه اين بار.
همچنين، بسيارى از مردم گمان مى بردند كه هياهوى جشن گيلعاد شاليت اعتراض را از ذهن مردم زدوده است. ولى اشتباه كرده بودند.
به راستى، اتفاق قابل ملاحظه اى روى داده بود. رسانه ها كه ماه ها از كنارجنبش اعتراضى  گذشته اند، تغيير رويه دادند.. ناگهان همه آن ها، از جمله هاآرتص، خنجر در پشت ان فرو بردند. براى مثال، همه روزنامه هاى روز بعد نوشتند كه «بيش از ۲۰هزار نفر» در تظاهرات شركت داشتند. بسيار خوب، من هم شركت داشتم و من هم اطلاعى دارم. در اين تظاهرات، دست كم صدهزار نفر شركت داشتند و بيشتر آن ها جوان بودند. من به سختى مى توانستم بجنبم.
بر خلاف ادعاى رسانه ها، تظاهرات تحليل نرفته است. بر عكس! اما، به نظر حضرات بهتر است براى  خارج كردن عدالت اجتماعى از ذهن هاى مردم ، درباره «خطر موجوديت» صحبت كرد؟
به علاوه، اصلاحات درخواستى معترضان به پول نياز دارد. در بستر بحران جهانى مالى، حكومت اسرائيل سرسختانه با افزايش بودجه دولت مخالفت مى كند چرا كه مى ترسد به درجه اعتبارى كشور صدمه بزند.
در آن صورت، از كجا بايد پول پيدا كرد؟ فقط سه منبع معتبر وجود دارند:   از شهرك هاى مسكونى (چه كسى جرئتش را دارد؟)، از منابع مذهبى افراطى (ايضا!) و بودجه  كلان نظامى.
ولى در آستانه حياتى ترين جنگ در تاريخ ما، چه كسى جرئت دارد كه  به بودجه نيروهاى مسلح دست بزند؟ ما براى خريد هواپيماى بيشتر، بمب بيشتر، زيردريائى بيشتر به ِشكِل* بيشترى نياز داريم. دريغا كه مدرسه ها و بيمارستان ها بايد صبر كنند.

پس خدا محمود احمدى نژاد را حفظ كند. بدون او ما چه مى كرديم؟

------
عنوان اصلى مقاله:  Hold me back , by Uri Avnery
منبع:
http://zope.gush-shalom.org/home/en/channels/avnery/1320356430


* شكل  Shekel واحد پول اسرائيل، معادل ۰,۲۷۱ دلار آمريكا ست.
«منو بگير!»
اورى آونرى، نويسنده و صلح طلب اسرائيلى، عضو پيشين كنست و از مسئولان «گوش شالوم» (بلوك صلح)
۵ نوامبر ۲۰۱۱
ترجمه بهروز عارفى
همه اين صحنه ى مدرسه را به ياد دارند: پسر كوچكى با بزرگتر از خودش دعوا مى كند. او با صداى بلند از رفيقش مى خواهد: «منو بگير، تا دنده هاش را خرد نكردم!»

از قرار معلوم، دولت ما در چنين راهى افتاده است. او هر روز در همه تلويزيون ها، فرياد مى زند كه هر لحظه ممكن است راه بيفتد تا استخوان هاى ايران  را خرد كند.
ايران به ساخت بمب اتمى نزديك مى شود. و طبيعتا ما چنين اجازه اى نمى دهيم. لذا، ما بايد ان ها را با بمب تكه تكه بكنيم.
بنيامين ناتان ياهو در هر كدام از سخنرانى هاى بى شمارش، از جمله در سخنرانى افتتاحيه كنيست [مجلس اسرائيل] اين مطلب را تكرارمى كند. اهود باراك هم همينطور. هر مفسر با عزت نفسى  در باره اين موضوع مى نويسد. (البته مگر كسى مفسرى ديده كه عزت نفس نداشته باشد؟)  رسانه ها اين صداها را تقويت كرده و بر خشم مى افزايند.
«هآرتص» صفحه اول خود را به تصويرهاى هفت وزير  مهم  (گروه هفت نفره امنيتى)  با حروف درشت مزين  كرده و مى نويسد كه سه نفر با حمله موافق و چهار نفر ديگر مخالف اند.
يك ضرب المثل آلمانى مى گويد: «انقلابى كه پيشاپيش خبرش را بدهند، سر نخواهد گرفت». در مورد جنگ هم، چنين است.
امور هسته اى هميشه مشمول سانسور جدى است. در واقع، خيلى خيلى جدى.
اما حالا، گويا سانسورچى سر لطف آمده است.  خوب، بگذاريد كه اين باباها از جمله نخست وزير و وزير دفاع (رئيس كل سانسورچى ها) بازى شان را بكنند.
رئيس پيشين با سابقه و مورد احترام موساد، مئير داگان  به طور علنى درمورد اين حمله هشدار داده  و آن را «ابلهانه ترين ايده» اى ناميده كه تا به حال شنيده است. او شرح داد كه با توجه به نقشه هاى ناتان ياهو و باراك، وظيفه خود مى داند كه در مخالفت با اين حمله هشدار بدهد.
چهارشنبه،  سيلى از خبر ها به بيرون دزر كرد. اسرائيل موشكى را به آزمايش مى گذاشت كه قادر به فرستادن بمب اتمى است تا فاصله اى بيش از ۵ هزار كيلومتر ، فراتر از مكانى كه خوتان بهتر مى دانيد كجاست.  و نيروى هوائى ما در جزيره ساردين (جنوب ايتاليا) به تمرين پرداخت، در فاصله اى بزرگتر از محلى كه خودتان بهتر مى دانيد كجاست. در روز پنجشنبه، فرمانده جبهه داخلى در تل آويو بزرگ  تمريناتى به عمل آورد و آژيرها را به صدا در آوردند. همه اين شواهد ناظر بر اين است كه تمام اين جار و جنجال ها دوز و كلك است.
شايد براى هراساندن ايرانيان  و زهرچشم گرفتن از آنان.  شايد براى واداشتن امريكائيان  به واكنش هاى افراطى بيشتر. شايد براى هماهنگى قبلى با آمريكائيان. از منابع انگليسى نيز درز كرد كه نيروى هوائى بريتانيا تمرين مى كند تا بتواند از حمله آمريكا به ايران حمايت كند)
اين يك شگرد كهنه اسرائيلى است كه هر وقت به سرمان مى زند، دست به عمل بزنيم. ( در بازارهاى ما رايج است كه هر وقت فروشنده مى خواهد تلقين كند كه ميوه را با ضرر مى فروشد، داد مى زند: «ارباب ديوانه شده است» . ما نبايد بيش از اين، به آمريكا گوش بدهيم. كافى است كه بمب بياندازيم، بمب، بمب...

بسيار خوب، بگذاريد براى لحظه اى جدى باشيم.
اسرائيل به ايران حمله نخواهد كرد. همين و بس.
بعضى ها ممكن است فكر كنند كه من دارم براى خودم درد سر درست مى كنم. آيا نبايد واژه «احتمالا» يا «تقريبا به يقين» را به جمله ام اضافه مى كردم؟
نه، نبايد. من رسما تكرار مى كنم: اسرائيل به ايران حمله نخواهد كرد.
از سال ۱۹۵۶ و ماجراى سوئز، هنگامى كه پرزيدنت دوايت ايزنهاور  با دادن اولتيماتومى عمليات را متوقف كرد، اسرائيل هرگز عمليات نظامى بارزى بدون كسب نظر موافق قبلى آمريكا انجام نداده است.
آمريكا، تنها پشتيبان قابل اتكاى اسرائيل در جهان است. ( شايد افزون بر جزيره فيجى، ميكرونزيا، جزائر مارشال و پالائو!).  گسستن اين ارتباط به معنى بريدن رشته زندگى ماست. براى چنين كارى لازم است كه كمى بيشتر از خل باشى. بايد ديوانه محض شده باشى.
از اين گذشته، اسرائيل بدون پشتيبانى نامحدود آمريكا نمى تواند جنگ بكند.  هواپيماها و بمب هاى ما ساخت آمريكا است. هنگام جنگ، ما به قطعات يدكى، تجهيزات و انواع ادوات نياز داريم. در دوران جنگ يوم كيپور [جنگ رمضان]، هنرى كيسينجر  با يك «پل هوائى» شبانه روز به ما كمك مى رساند. و فكر مى كنم كه آن جنگ در مقايسه با جنگ با ايران، به يك پيك نيك شباهت داشته باشد.
بيائيد نگاهى به نقشه بيندازيم. پيش از شروع هر جنگى، اين كار توصيه شده است.
نخستين چيزى كه تو چشم مى زند، تنگه باريك هرمز است. يك سوم نفت حمل شده از طريق درياها از اين تنگه مى گذرد. كل صادرات نفت عربستان، كشورهاى خليج فارس، عراق و ايران  از اين راه باريك دريائى گذشته و در تيررس قرار دارد.
واژه «باريك»،  كمترين چيزى است كه مى شود گفت. پهناى اين آبراه ۳۵كيلومتر است. يعنى معادل فاصله غزه از بيرشوا، كه در هفته پيش هدف راكت هاى دست ساز جهاد اسلامى قرار گرفت.
هنگامى كه اولين هواپيماى اسرائيل وارد فضاى ايران شود، اين تنگه بسته خواهد شد. نيروى دريائى ايران داراى قايق هاى موشك انداز بسيارى است، ولى نيازى به آن ها نخواهد بود. موشك هاى مستقر در زمين كافى است.
هم اكنون جهان در آستانه دوزخ تلو تلو مى خورد. سقوط نه تنها يونان كوچك   بلكه همراه با آن، بخش عمده اى از اقتصاد جهان را تهديد مى كند. حذف يك پنجم نفت مصرفى ملت هاى صنعتى  فاجعه اى به بارخواهد آورد كه حتى تصورش را هم نمى توان كرد.
گشايش تنگه با زور به عمليات نظامى عمده اى نياز خواهد داشت (از جمله «پياده شدن چكمه پوش ها») كه همه بدبيارى هاى آمريكا در عراق و افغانستان را تحت الشعاع قرار خواهد داد. آيا امريكا توانائى چنين  كارى را دارد؟ يا ناتو؟  خود اسرائيل در چنين رده اى نيست.
اما، اسرائيل بيش از اين در عمليات درگير خواهد شد، االبته فقط در زمينه هدف واقع شدن
در يك نمايش نادر وحدت، همه سران سرويس هاى مخفى اسرائيلى از جمله رؤساى موساد و شين بت آشكارا با ايده جنگ مخالفت كردند. ما فقط مى توانيم حدس بزنيم چرا.
من اصلا نميدانم كه چنين عملياتى ميسر است يا نه. ايران كشور بزرگى است، نقريبا به اندازه آلاسكا. تاسيسات هسته اى در پهنه كشور پراكنده اند و عمدتا در زير زمين قرار دارند. حتى با بمب هاى نفوذى ويژه كه آمريكائيان در اختيار بگذارند، فقط ممكن است تلاش هاى ايران رابه تاخير اندازد –  يعنى در وضعيتى كه قرار دارند ، نگه دارد -  آن هم فقط به مدت چند ماه. براى چنين نتيجه ناچيزى، بهاى بسيار گزافى بايد  پرداخت.

علاوه بر اين، كاملا مسلم است كه با آغاز جنگ، اسرائيل موشك باران خواهند شد.  نه فقط از ايران، بلكه همچنين از سوى حزب الله و شايد حماس. ما دفاع مناسبى براى شهرهاى مان نداريم. ميزان كشته و نابودى  كمر شكن خواهد بود.
ناگهان، رسانه ها درباره سه زيردريائى ما  داستانسرائى مى كنند–اگر آلمانى ها لطفى بكنند و سخاوتمندى به خرج دهند، به زودى تعداد ان ها به پنج يا شش خواهد رسيد. آشكارا گفته اند در صورتى كه ايران بمب هاى اتمى اش را (كه هنوز وجود خارجى ندارند) عليه اسرائيل به كار ببرد، اين زيردريائى ها قدرت «تهاجم دوم» اتمى ايجاد خواهند كرد؛  ولى امكان دارد كه ايرانيان از سلاح هاى شيميائى يا ديگر سلاح هاى كشتار جمعى استفاده كنند.
ولى بهاى سياسى را نيز بايد درنظر گرفت. در كشورهاى اسلامى تنش هاى زيادى وجود دارد. در بسيارى از اين كشورها، ايران از داشتن محبوبيت بسياردور است. اما، يورش اسرائيل به يك كشور عمده مسلمان، بى درنگ وحدت ميان شيعه و سنى را از مصر و تركيه گرفته تا پاكستان و فراتر از آن  پديد خواهد آورد. اسرائيل به ويلائى در يك جنگل آتش گرفته تبديل خواهد شد.
اما، حرف زدن درباره جنگ مصرف هاى زيادى دارد، از جمله مصرف سياسى داخلى.
شنبه گذشته، جنبش اعتراضات اجتماعى دوباره جان گرفت. پس از وقفه دوماهه، توده هاى مردم در ميدان رابين در تل آويو گردهم آمدند. اين تظاهرات كاملا چشمگير بود. چرا كه در همان روز راكت هاى بسيارى روى شهرهاى نزديك غزه پرتاب شد. تا كنون، در شرايط مشابه، همواره تظاهرات را لغو مى كردند ومشكلات امنيتى همه چيز را به فراموشى مى سپرد. ولى نه اين بار.
همچنين، بسيارى از مردم گمان مى بردند كه هياهوى جشن گيلعاد شاليت اعتراض را از ذهن مردم زدوده است. ولى اشتباه كرده بودند.
به راستى، اتفاق قابل ملاحظه اى روى داده بود. رسانه ها كه ماه ها از كنارجنبش اعتراضى  گذشته اند، تغيير رويه دادند.. ناگهان همه آن ها، از جمله هاآرتص، خنجر در پشت ان فرو بردند. براى مثال، همه روزنامه هاى روز بعد نوشتند كه «بيش از ۲۰هزار نفر» در تظاهرات شركت داشتند. بسيار خوب، من هم شركت داشتم و من هم اطلاعى دارم. در اين تظاهرات، دست كم صدهزار نفر شركت داشتند و بيشتر آن ها جوان بودند. من به سختى مى توانستم بجنبم.
بر خلاف ادعاى رسانه ها، تظاهرات تحليل نرفته است. بر عكس! اما، به نظر حضرات بهتر است براى  خارج كردن عدالت اجتماعى از ذهن هاى مردم ، درباره «خطر موجوديت» صحبت كرد؟
به علاوه، اصلاحات درخواستى معترضان به پول نياز دارد. در بستر بحران جهانى مالى، حكومت اسرائيل سرسختانه با افزايش بودجه دولت مخالفت مى كند چرا كه مى ترسد به درجه اعتبارى كشور صدمه بزند.
در آن صورت، از كجا بايد پول پيدا كرد؟ فقط سه منبع معتبر وجود دارند:   از شهرك هاى مسكونى (چه كسى جرئتش را دارد؟)، از منابع مذهبى افراطى (ايضا!) و بودجه  كلان نظامى.
ولى در آستانه حياتى ترين جنگ در تاريخ ما، چه كسى جرئت دارد كه  به بودجه نيروهاى مسلح دست بزند؟ ما براى خريد هواپيماى بيشتر، بمب بيشتر، زيردريائى بيشتر به ِشكِل* بيشترى نياز داريم. دريغا كه مدرسه ها و بيمارستان ها بايد صبر كنند.

پس خدا محمود احمدى نژاد را حفظ كند. بدون او ما چه مى كرديم؟

------
عنوان اصلى مقاله:  Hold me back , by Uri Avnery
منبع:
http://zope.gush-shalom.org/home/en/channels/avnery/1320356430


* شكل  Shekel واحد پول اسرائيل، معادل ۰,۲۷۱ دلار آمريكا ست.