روزهای عادی در کرانه باختری, مراسمی برای تحقیر

جمعه ، ۱ آبان ۱۳۹۴؛ ۲۳ اکتبر ۲۰۱۵

چاپ


به رغم هشدارهای دیوان داوری بین المللی به اسرائیل در سال ۲۰۰۴ برای پایان دادن فوری به ساختمان دیوار جدائی ، اسرائیل همچنان به ساختمان این دیوار ادامه می دهد

که هر روز بیش از پیش،  موجب جدائی بیشتر فلسطینی ها می شود. اشغالگر با تعیین مرز هر جا که دلش می خواهد، با ایجاد مانع در گذرگاه هائی که سرزمین کرانه باختری را تکه تکه کرده اند، سلطه اش را تحمیل می کند.

زندگی در فلسطین، یعنی عادت کردن به این که در هر لحظه دستگیرت کنند. مانع های بازرسی  فقط مترادف با افراد کتک خورده، زنان حامله که بچه شان را از دست می دهند، بیمارانی که در اثر انتظارطولانی جان می سپارند نیست. این پاسگاه های بازرسی مکان بارزی برای مشاهده صحنه های اشغال است. برحسب زمان، سازمان های امداد تا 500 پاسگاه گوناگون را فهرست کرده اند. پاسگاه ها و موانعی از همه نوع  که آهنگ زندگی ما را  بازتاب می دهند عبارتند از پاسگاه های دائمی، موقت، پرنده، سیار، فصلی و ... استعمارگر به دلخواه خود آن ها را برمی گزیند. برخی از این موانع، «بین المللی» اند، مانند پاسگاه های بین نوار غزه و اسرائیل، برخی دیگر کرانه باختری را به تکه های متعدد جدا از هم تقسیم کرده که از حیث نظری به سه ناحیه ناپیوسته تعلق دارند.  اولی از نقطه نظر امنیتی به تشکیلات خودگردان فلسطین وابسته است، دومی را اسرائیل و تشکیلات خودگردان به شراکت اداره می کنند و سومین حوزه در کنترل کامل اسرائیل قرار دارد. با این تقسیم بندی تشکیلات خودمختار به صورت قدرت تخیلی ای درآمده ، زیرا در عمل سربازان و پلیس اسرائیل در هر لحظه می توانند مانع سیاری در هر جا که دلشان بخواهد کار بگذارند، مثل آن چه در البیره در چند صد متری مقاطعه، مقر رئیس تشکیلات فلسطینی در رام الله دیدیم.

این چک پوینت ها یا پاسگاه های بازرسی حاصل سیاستی حساب شده است که در آن برداشت های گوناگون از «انسان های دیگر»  به چشم می خورند. با به کار بردن ابزار مدرن که هدفشان مطیع ساختن انسان ها  ست (از قبیل نصب نرده، درهای چرخان میله دار ، دستگاه اسکنر و غیره)، مشاهده می کنیم که همان طوری که میشل فوکو شرح می داد، چگونه بیوپولیتیک یعنی کنترل جسمانی جامعه بر زندگی افراد واقعیت می یابد.

منظور فقط تنظیم رفت و آمد افراد یا شناسائی هویت آنان نیست، همان طوری که در نقاط دیگر جهان رایج است. این سدها و پاسگاه ها نماد طبقه بندی  فلسطینی ها  به دست حکومت اسرائیل بر پایه محل تولد آن هاست: یعنی آنان که دارای ملیت اسرائیلی اند (فلسطینی های ۱۹۴۸)، اهالی بیت المقدس شرقی، کرانه باختری و غزه یا کسانی که بیگانه شمرده می شوند یعنی آن هائی که از تبعید برمی گردند. بدین ترتیب، صد نوع جواز عبور وجود دارد؛ بدین طریق خودکامگی را نیز طبقه بندی می کنند، برای مثال هنگامی که برای تنبیه دسته جمعی مردم، به اهالی این یا آن منطقه اجازه رود و خروج  یا رفت و آمد در  این جا یا آن جا را نمی دهند.  چک پوینت طبقه بندی اجتماعی هم ایجاد می کند، نظیر تفاوت قائل شدن بین نمایندگان رسمی یا نیمه رسمی، صدور انواع  گوناگون ورقه عبور، اجازه عبور ویژه افراد دارای کارت های «شخصیت بسیار مهم»  (وی آی پی) و نیز کارت های ویژه بازرگانان. این طبقه بندی استعماری از گذرگاه ها مکانی می آفریند که در آن تمایز بین فلسطینی ها بنیادین می شود.
باز شدن نرده های آهنی به تمایل سرباز مامور بستگی دارد. فراتر از تحقیرهای منظم و دائمی، فلسطینی ها بر روی سرزمین و خاک خود، به عناوین مختلف مورد بازجوئی قرار می گیرند . می توان انتظار هر چیزی را داشت: مانند دریافت مشت و لگد اگر نظامی  مامور از ، قیافه و هیکل شما خوشش نیاید، یا  توقیف و دستگیری. انتظاردر بازرسی  ها از ۵ دقیقه تا ساعت ها طول می کشد. به ارادهء خود،همه چیز را برهم می زنند : به ملاقات تان نمی رسید، قرار رسمی را از دست می دهید، به موقع به کارتان نمی رسید، و آزادی ... و حتی گاهی جان تان را از شما می گیرند.
این مانع ها بر رفتار، خُلق و خو، روابط فیمابین افراد و نیز بر نوع رابطه افراد با اشغالگر تاثیر می گذارد. همان طوری که آلبر مِمی  [نویسنده فرانسوی تونسی تبار] در توضیح استعمار به مثابهء الگوی روند سلطه​ بیان می کرد، این مانع ها نوع  رابطهء  افراد وابسته و قدرتی را که نیازهای آن ها را تامین می کند،  بازتاب می دهند. پس از توافق های اسلو، نیروهای امنیتی جدید فلسطینی نیز به نوبه خود سدهائی ایجاد کردند که یادآور مانع های اسرائیلی  بوده و ترجمان استفاده از منطق استعماری به عنوان یک قاعده است. در سال ۲۰۰۵، در پاسگاه بازرسی ابو هولی در وسط نوار غزه، دیدیم که بچه ها را مجبور می کردند که در طول سیصد متر اتومبیل ها را همراهی کنند تا برای سربازان اسرائیلی ثابت شود که مواد منفجره یا کامیکاز (فرد انتحاری) حمل نمی کنند.
گاهی این پاسگاه ها و مانع ها محل درآمدی  برای افراد حاشیه ای یا دست  فروش ها می شود. حتی یک شرکت ارتباطات فلسطینی در مقابل گذرگاه قلندیه که رام الله را از بیت المقدس جدا می کند، برای عرضه خدمات خود تابلوئی نصب کرده  است. و این نوعی عادی کردن سدها و پاسگاه هاست که خود را باچرخ های اقتصادی تطبیق می دهد. اکنون، نهادهای اسرائیلی اداره برخی پاسگاه ها را به شرکت های امنیتی خصوصی واگذار می کند. وزیر عمران فلسطینی که از برچیدن آن ها ناتوان است، در جستجوی اعتبار مالی برای بهبود رفت و آمد در گذرگاه قلندیه است. سازمان های بین المللی با پشتیبانی اتحادیه اروپا با تامین هزینه جاده سازی  جدید به جای جاده های موجود که اسرائیلی ها قبضه کرده اند، همدست «توسعه» ای می شوند که برنامه استعمار را مراعات کرده و محبوس شدن کل یک خلق را عادی نشان می دهد.

- - - - - - - - - - - - - -

اباهر السقا، استاد جامعه شناسی در دانشگاه برزیت، رام الله


لوموند دیپلماتیک، سپتامبر ۲۰۱۵