بیانیه شماره‌ی ۴ شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت

تشکیل شورای اسلامی خواست ما نيست! 
دستمزد هیچ کارگری نباید کمتر از ۱۲ میلیون باشد
افرادی از کمپین ۲۰-۱۰ با تعدادی از مسئولان دولت ابراهیم رئیسی و از جمله با سعید جلیلی دیدار داشته و ظاهراً بر سر مسائل و مشکلات ما کارگران که صدای اعتراضمان از شرایط اسفناک زیستی و معیشتی که داریم بلند شده است بحث و گفتگو داشته اند.
به گفته یکی از افراد شرکت کننده در این جلسه قرار است در ابتدای کار دولت ابراهیم رئیسی جلسه دیگری بر سر همین موضوع با حضور وزرای کابینه وی برگزار شود و احتمال این را داده اند که اداره کار عسلویه با تغییراتی اساسی از زیر نظر پارس جنوبی خارج شود و به عنوان شورای اسلامی کار فعالیت نماید. بعد پالایشگاه‌ها نیز از قوانین این تشکل “کارگری” تبعیت کنند. با این توجیه که به اصطلاح شورای اسلامی‌ای که تشکیل می‌شود بتواند از کارگران در مقابل کارفرما و پیمانکار حمایت کند. تا همین جا معلوم شد که در این جلسه پشت پرده چه گذشته است.

از هم اکنون اعلام می‌کنیم که تشکیل شورای اسلامی و سرهم کردن هر نوع تشکلی تحت عنوان تشکل “مستقل” کارگری در هیات دولت اقدامی علیه ما کارگران بوده و جواب ما کارگران نیست. کارنامه شوراهای اسلامی و تشکلات دست سازی از این دست برای کارگران روشن است. اینها همواره ابزار کنترل ما کارگران و خدمت دهی به کارفرمایان بوده اند و خواهند بود. ۴۰ هزار نیروی حراست که در صنایع نفتی مستقر هستند بس نیست که شورای اسلامی را هم میخواهید به آن اضافه کنید.

ما کارگران نفت همانند همکاران‌مان در نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز و دیگر مراکز کارگری قاطعانه اعلام می‌کنیم که به ایجاد شورای اسلامی در نفت تن نمیدهیم. شورای سازماندهی اعتراض تشکل مستقل و واقعی ما کارگران است و هر کارگری که امرش تشکل و اتحاد کارگری باشد باید تقویت کننده این تشکل و تشکلهایی از این نوع باشد. نه دنبالچه شورای اسلامی.

شورای سازماندهی اعتراض صدای ما کارگران نفت است و نماد اتحاد و همبستگی کارگران است. شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت تا همین جا با استقبال خوبی در میان کارگران روبرو شده است. خواست‌ها و مطالبات شورا علنا اعلام شده است و کارگران پاسخ میخواهند. شورای‌مان خواست‌ها و مطالبات خود را صراحتا اعلام کرده و پاسخ میخواهیم. در اینجا یکبار دیگر این خواست‌ها را اعلام می‌کنیم. کارگران بر ادامه اعتصاب تا افزایش فوری دستمزدها تاکید دارند.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت،
۱۲ تیر ۱۴۰۰

بیانیه سوم شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
با اتحادمان دسیسه‌های پیمانکاران مفتخور علیه اعتصاب‌مان را خنثی می‌کنیم


در حالیکه اعتصابات سراسری ما کارگران نفت با قدرت به جلو میرود، کارفرمایان و پیمانکاران مفتخور مرتبا به دنبال دسیسه‌گری و توطئه علیه ما هستند. بنا بر خبرها آنها نیز رایزنیهای سراسری خود را دارند تا برای عقب زدن اعتصاب ما کارگران هماهنگ کار کنند. ما هم بر سر خواست‌هایمان ایستادهایم. دستمزد هیچ کارگری نباید کمتر از ۱۲ میلیون باشد و میزان رده‌های مختلف مزدی باید بنا بر تخصص کارگر و در هماهنگی با خود کارگران تعیین شود. دستمزدها باید بموقع پرداخت شوند و ۲۰ روز کار و ۱۰ روز مرخصی مطالبه فوری ماست. با این خواست‌ها کاری می‌کنیم که دست پیمانکاران کوتاه شود و قوانین ویژه اقتصادی و پادگانی در محیط‌های کارمان کنار زده شود.
همانطور که در بیانیه دوم اشاره کردیم یک توطئه کارفرمایان اخراجهاست. در برخی مناطق نفتی ما کارگران در محیط کار و خوابگاه‌هایمان باقی ماندهایم تا مستقیما پیگیر مطالباتمان باشیم و اجازه ندهیم که در نبود ما کارفرمایان دسیسه گری کنند و دست به اخراج بزنند. همچنین بتوانیم با همکاران دیگرمان هم نظری و تصمیم گیری جمعی کنیم و هر جا که ممکن و لازم بود برای پیگیری خواست‌هایمان تجمعاتی داشته باشیم. اما کارفرمایان با قطع آب و غذا و دسترسی به سرویس برای رفتن به شهر و تهیه نیازهای غذایی مان دارند فشار میآورند که خوابگاه‌ها را تخلیه کنیم. تا بعد در عدم حضور ما برای پیشبرد پروژههایشان نیروی جدید به کار گیرند.
در کنار این سیاست در جاهایی چون اورهال عسلویه به برخی کارگران فشار آوردهاند و گفته‌اند بنا بر قانون شما باید کار ناتمام در پروژه را تمام کنید و بعد به اعتصاب بپیوندید وگرنه باید تسویه حساب کنید و اخراج هستید و به این ترتیب تلاش می‌کنند این کارگران را ازاعتصاب جدا کنند. کار دیگرشان در مراکز اعتصابی نفتی برگزاری جلسات از سوی مقاماتی از حکومت و امامجمعهها با کارگران است. از جمله در جاهایی خبر هست که از کارگران خواست‌هاند که برای گفتگو در مورد مشکلاتشان نمایندگانی تعیین کنند و بعد در این جلسات با گفتن اینکه حق شماست اعتصاب کنید و خواستار افزایش حقوقهایتان شوید. این تقصیر دولت نیست که سطح دستمزدها پایین است بلکه پیمانکاران فقط درصد بسیار کوچکی از پول دریافتی از دولت را به کارگر میدهند و باید حقتان را از آنها بگیرید، بطور ضمنی تهدید کردهاند که نباید تجمعی صورت گیرد و اگر تجمع شود موضوع از سطح مطالبهگری فراتر رفته و سیاسی می‌شود و تاکید اکیدشان بر پرهیز از کشاندن اعتراض به خیابان بوده است.
این خبرها نشانگر قدرت اعتصاب ما کارگران نفت است. جالب است در حالیکه در روزهای آغاز اعتصاب ما کارگران با نبود وسایل نقلیه برای رفتن به خانهها روبرو بودیم و بلیط نایاب بود. امروز اتوبوسهای بسیاری به مراکز نفتی در رفت و آمد هستند تا کارگران را انتقال دهند که مبادا با باقی ماندن کارگران در محل تجمعات اعتراضیای شکل گیرد.
این اخبار تاکیدی بر حفظ اتحاد و همبستگی سراسری ماست و در عین حال تاکید بر اینست که خواست بازگشت به کار کارگران اخراجی نفت را باید به لیست مطالباتمان اضافه کنیم.
باید در مقابل همه این تعرضات متحدانه بایستیم. اخبار توطئه‌گری‌های کارفرمایان را وسیعا رسانهای کنیم و در برابر هر تعرضی سراسری بایستیم. اگر در جایی همکار ما را تحت عنوان اینکه باید کار خود را در پروژه تمام کند و بعد اعتصاب کند، تهدید به اخراج می‌کنند، باید پاسخ دوستان این باشد که اعتصاب ما سراسری است و ما به شرط و شروط شما تن نمیدهیم. و اگر اخراجمان کنید با اعتراض چندین هزار کارگر نفت که وارد اعتصاب شدهاند طرف خواهید بود.
همچنین باید قاطعانه اعلام کنیم که حتی اگر همه ما کارگران ناگزیر شویم که بخاطر نبود آب و برق و تسهیلات زیستی خوابگاه‌ها را ترک و به خانه‌های‌مان برگردیم باز جمع خواهیم بود و از طریق گروههای خود در مدیای اجتماعی همچنان برای تصمیمگیری جمعی و پیگیری متحدانه مبارزاتمان خواهیم کوشید و اگر تا برج ۵ پاسخ نگیریم، مطمئنا در اشکالی گستردهتر اعتراض خود را به جلو خواهیم برد.
آخرین نکته اینکه باید کارگر اعتصابی آزاد باشد که در خوابگاه بماند یا محل را ترک و به خانه رود. از همین رو خوابگاه‌ها باید از نظر آب، غذا و سیستمهای لازم بهداشتی و دستگاههای تهویه هوا و سرمایشی مجهز شوند و امکان اقامت کارگران در خوابگاه‌ها فراهم شود.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
۶ تیر ۱۴۰۰

بیانیه ی دوم شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت


ما کارگران پیمانی نفت در پالایشگاه‌ها، پتروشیمی‌ها و نیروگاه‌ها، همانطور که اعلام کرده بودیم از ۲۹ خرداد وارد اعتصاب شدیم. اکنون چند ده هزار از همکاران ما در اعتصابند و همکاران رسمی‌مان نیز در نهم تیر ماه دست به تجمع خواهند زد. ضمن اینکه در همین مدت در مناطقی چون فازهای ده تا ۱۴ عسلویه آنها را همراه خود داشته ایم. تا همین جا خوب آمده‌ایم و به همه همکاران‌مان درود میگوییم.
دوستان!
خواست محوری ما کارگران نفت چه رسمی و چه غیر رسمی افزایش دستمزدهاست. دیگر ما کارگران، فقر، بی تامینی، تبعیض و نابرابری و محرومیت از اولیه ترین حقوق انسانی مان را بر نمی تابیم. همانطور که اعلام کرده ایم با توجه به گرانی سرسام آور اجناس، دستمزد هیچ کارگری امروز نباید از دوازده میلیون کمتر باشد. ضمن اینکه حق همکاران ماست که متناسب با سطوح تخصص کاری خود دستمزدشان افزایش یابد. همکاران رسمی ما نیز اعتراضشان به کاهش هر روزه قدت خریدشان و نحوه افزایشات مزدی سال ۱۴۰۰ است که در واقع تعرضی به زندگی و معیشتشان است.
همکاران عزیز!
اتحاد مبارزاتی ما و پیوستن به اعتصاب در چنین سطحی بسیار غرورآفرین است و به همه دست مریزاد میگوییم. اما باید تلاش کنیم که این اتحاد را در شکل پیش برد اعتراضات‌مان نیز داشته باشیم. باید با دخالت حداکثری خود در پیشبرد مبارزه جلوی هر نوع تفرقه افکنی و دسیسه گری را بگیریم. نباید ریش و قیچی را دست شمار معینی از افراد که اینجا و آنجا اعلام کمپین می‌کنند بدهیم و همه تصمیم گیری را به آنها بسپاریم و خود راهی خانه شویم. بلکه چه با حضور در محل و ماندن در خوابگاه ها و برنامه ریزی برای تجمعات اعتراضی در مقابل پالایشگاه ها و مراکز نفتی و چه از طریق حضور فعال در گروه هایی که در مدیای اجتماعی داریم هر روزه در جریان تصمیم گیری در چگونگی پیشبرد مبارزه مان، فعالانه دخالت گر باشیم. این درس مهمی است که از کارگران نیشکر هفت تپه آموختیم و باید بدانیم که تنها به این صورت و با تصمیم گیری شورایی و جمعی است که می توانیم جلوی تفرقه افکنی ها و زد و بندهای احتمالی و از بالای سرمان را بگیریم. نگذاریم که باز ما را با وعده و وعید سر بدوانند و همانطور که اخطار کرده ایم اگر تا آخر برج ۵ به خواست‌هایمان پاسخ داده نشود، در تدارک ادامه گسترده تر اعتراضات‌مان باشیم.
همکاران عزیز!
در اعتصاب این چند روز بخشی از همکاران‌مان دست به اعتصاب زده و محل کار خود را ترک کرده و به خانه ها بازگشته اند، اما بخشی دیگر مثل ما که در اعتصاب هستیم ولی در خوابگاه ها مانده ایم. دلیلش اینست که می خواهیم خود با حضور حداکثری پیگیر مطالباتمان باشیم. می خواهیم در تصمیم گیری ها برای پیشبرد اعتراضات‌مان دخالت داشته باشیم. بعلاوه خود شاهد بوده اید که در برخی از مراکزی که همکاران ما کار را ترک کرده و به خانه رفته اند، کارفرمایان بیرحم کارگران روزمزد را اخراج و در تدارک بکارگیری نیروی جدید کاری هستند. بنابراین اگر در خوابگاه ها بمانیم کارفرما مکانی برای اسکان نیروی کاری جدید نخواهد داشت و در عین حال با حضور ما جرات نخواهد کرد دست به اخراج و چنین توطئه هایی بزند. از همین رو توصیه ما اینست که بعد از یک هفته دیدار با خانواده به محیط کار بازگردیم و در محل حاضر باشیم و به اعتصاب خود ادامه دهیم. از جمله حضور هر روزه ما در مقابل پتروشیمی‌ها و پالایشگاه ها و نیروگاه ها فشاری بیشتری برای پیگیری خواست‌هایمان خواهد بود.
 ۷۰۰ نفر از همکاران روزمزد ما در پالایشگاه تهران اخراج شدند. باید خواست بازگشت به کار آنها و دیگر همکاران اخراجی را به مطالباتمان اضافه کنیم. اعتصاب ما سراسری است و هرگونه تعرضی به این اعتصاب باید با صف متحد مبارازتی ما پاسخ گیرد.
علاوه بر افزایش دستمزد ما خواستار بیست روز کار و ده روز مرخصی هستیم تا ما که بدور از خانواده و در این شرایط اسفناک کاری به کار اشتغال داریم، بتوانیم در فرصت های مناسب کنار خانواده هایمان باشیم و از لذت روزهای بزرگ شدن فرزندانمان محروم نمانیم. 
بعلاوه ما کارگرن پیمانی امنیت شغلی نداریم. امنیت جانی نداریم و از پایین ترین شرایط زیستی و کاری برخورداریم. وضع خوابگاه ها و بهداشت در محیط‌های زیستی و کاری بسیار وخیم است. و قوانین مناطق ویژه اقتصادی فقط و فقط در خدمت قلدری سرمایه داران مفت خور و بردگی بیشتر ما کارگران است. ما خواستار کوتاه شدن دست پیمانکاران و دائمی شدن قراردادهایمان، لغو قوانین ویژه اقتصادی و پایان یافتن فضای امنیتی و پادگانی حاکم در محیط‌های نفتی هستیم. ما برده نیستیم و داشتن یک زندگی درخور انسان حق مسلم ماست.
۵ تیر ۱۴۰۰

  • کارگران پیمانی نفت در پالایشگاه‌ها، پتروشیمی‌ها و نیروگاه‌ها
    برای پیگیری خواست‌های‌مان اعتصاب سراسری می‌کنیم!
     
    ما کارگران پیمانی نفت در پالایشگاه‌ها، پتروشیمی‌ها و نیروگاه‌ها در اعتراض به سطح نازل حقوق‌ها و کاهش هر روزه قدرت خرید خود و عدم اجرای وعده های داده شده همانطور که اعلام کرده بودیم اعتصابات گسترده و سراسری خود را از سر میگیریم و با تجمع در مقابل مراکز کاری‌مان پیگیر مطالبات خود میشویم. در همین راستا روز ۲۹ خرداد همکاران پروژه ای ما در شرکت فراب نیروگاه بیدخون با مطالبه‌ی افزایش دستمزدها و خواست ۲۰ روز کار و ۱۰ روز مرخصی که اصطلاحاً طرح بیست ده نامیده میشود دست به اعتصاب زده و به صورت جمعی نیروگاه را به قصد خانه‌های خود ترک نمودند. این کارگران اعلام کرده‌اند که تا زمانیکه به خواسته های آنان پاسخ داده نشود به نیروگاه بازنخواهند گشت.
    اعتصاب ما یک اعتصاب اخطاری است و یک هفته در جریان خواهد بود و در روز نهم تیر به صف همکاران رسمی خود که اعلام اعتراض کرده اند خواهیم پیوست. ما در این یک هفته‌ی اعتراضمان با جمع شدن در محل های کار خود تلاش میکنیم که تصمیم گیری جمعی بکنیم و صدای خود را به گوش همکاران کارگرمان در همه جا برسانیم.
     
    خواست های اعلام شده ما عبارتند از:
     مزد هیچ کارگر شاغل در نفت نباید کمتر از ۱۲ میلیون باشد و باید فورا سطح دستمزدها افزایش یابد و به نسبتی که قیمت اجناس افزایش می یابد سطح مزد کارگران نیز بالا رود. بعلاوه سایر سطوح مزدی کارگران باید بر اساس توافق با نمایندگان منتخب کارگران صورت گیرد.
    تعویق پرداخت دستمزدها جرم و یک دزدی آشکار است. حقوقها باید هر ماه بموقع پرداخت شود.
    ما به کار موقت و پیمانی اعتراض داریم و خواستار کوتاه شدن دست پیمانکاران و داشتن امنیت شغلی و دایٔمی شدن قراردادهای کاری مان هستیم. اخراج کارگر ممنوع.
    قوانین برده وار مناطق ویژه اقتصادی که حصاری بین ما و بخش های دیگر کارگری در سطح جامعه است و بر اساس آن کارفرمایان مفتخور دستشان برای هرگونه تعرضی به زندگی و معیشت ما باز گذاشته شده است، باید فورا لغو شوند.
    ما خواستار ایمن شدن محیط کارمان هستیم. محیط های کار ما مثل یک بمب انفجاری است و حریق های مهیب، سقوط از ارتفاع، آلودگی های صوتی در اثر انفجار مواد نفتی، استشمام مواد سمی و شیمیایی در کنار غیر استاندار بودن وضع بهداشت و درمانگاهها، دارد هر روز از ما قرمانی میگیرد و سبب صدمات جانی و روحی بسیاری به کارگران شده است. کار در گرمای طاقت فرسای تابستانی و نبود تجهیزات لازم سرمایشی و دستگاههای تهویه هوای استاندارد فشار کار را صد چندان کرده است. صنعت نفت یک بخش بزرگ سودآور جامعه است. باید مراکز کاری ما امن باشد و با بالاترین استانداردهای محیط زیستی مجهز باشد. باید در صنعت نفت بودجه کافی برای امن شدن محیطهای کار و تجهیز مراکز کاری به امکانات سرمایشی و گرمایشی مورد نیاز و دستگاههای تهویه هوا به میزان مورد نیاز، بالا بردن استاندارد بهداشتی در خوابگاهها و اماکن عمومی چون دستشویی ها و حمام و … اختصاص داده شود.
    ما کارگران نفت از امنیتی بودن محیط های کارمان به ستوه آمده ایم و باید به این وضعیت خاتمه داده شود. تشکل و تجمع و اعتراض حق مسلم ماست.
    در خاتمه حمایت قاطع خود را از همکاران رسمی مان در نفت که اعلام کرده اند چنانچه به خواستهایشان جواب داده نشود در نهم تیر دست به اعتراض خواهند زد و فراخوانشان به تجمع در آن روز است، اعلام میکنیم.
    خواستهای بر شمرده ما خواستهای همه کارگران نفت از جمله همکاران رسمی ما نیز هست. بعلاوه این همکاران به نحوه افزایشات مزدی سال ۱۴۰۰ که در واقع تعرضی به زندگی و معیشتشان است، تحمیل مالیات های سنگین بر حقوقهایشان و عدم اجرایی شدن ماده ده و در نتیجه آن حذف برخی از آیتم های مزدی شان اعتراض دارند. محور اعتراض همکاران رسمی همچون ما کارگران پیمانی موضوع دستمزد و عدم کفاف آن برای مخارج زیستی و معیشتی مان است و افزایش سرسام آور قیمت اجناس و یک قلم بزرگ آن مسکن و محرومیت از بیمه های پایه ای چون درمان و تحصیل رایگان برای همه و داشتن حق مسکن فشار زندگی را برای ما و همه مردم در جامعه دشوار و مشقب بار کرده است. ما خواهان تحقق این حقوق پایه ای و برخورداری از درمان و تحصیل رایگان برای همه مردم هستیم. زندگی شایسته انسان حق همه ما مردم است.​
     
    شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
    ۳۰ خرداد ۱۴۰۰
    اعتصاب ما یک اعتصاب اخطاری است و یک هفته در جریان خواهد بود و در روز نهم تیر به صف همکاران رسمی خود که اعلام اعتراض کرده اند خواهیم پیوست. ما در این یک هفتهی اعتراضمان با جمع شدن در محل های کار خود تلاش میکنیم که تصمیم گیری جمعی بکنیم و صدای خود را به گوش همکاران کارگرمان در همه جا برسانیم.
     
    خواست های اعلام شده ما عبارتند از:
     مزد هیچ کارگر شاغل در نفت نباید کمتر از ۱۲ میلیون باشد و باید فورا سطح دستمزدها افزایش یابد و به نسبتی که قیمت اجناس افزایش می یابد سطح مزد کارگران نیز بالا رود. بعلاوه سایر سطوح مزدی کارگران باید بر اساس توافق با نمایندگان منتخب کارگران صورت گیرد.
    تعویق پرداخت دستمزدها جرم و یک دزدی آشکار است. حقوقها باید هر ماه بموقع پرداخت شود.
    ما به کار موقت و پیمانی اعتراض داریم و خواستار کوتاه شدن دست پیمانکاران و داشتن امنیت شغلی و دایٔمی شدن قراردادهای کاری مان هستیم. اخراج کارگر ممنوع.
    قوانین برده وار مناطق ویژه اقتصادی که حصاری بین ما و بخش های دیگر کارگری در سطح جامعه است و بر اساس آن کارفرمایان مفتخور دستشان برای هرگونه تعرضی به زندگی و معیشت ما باز گذاشته شده است، باید فورا لغو شوند.
    ما خواستار ایمن شدن محیط کارمان هستیم. محیط های کار ما مثل یک بمب انفجاری است و حریق های مهیب، سقوط از ارتفاع، آلودگی های صوتی در اثر انفجار مواد نفتی، استشمام مواد سمی و شیمیایی در کنار غیر استاندار بودن وضع بهداشت و درمانگاهها، دارد هر روز از ما قرمانی میگیرد و سبب صدمات جانی و روحی بسیاری به کارگران شده است. کار در گرمای طاقت فرسای تابستانی و نبود تجهیزات لازم سرمایشی و دستگاههای تهویه هوای استاندارد فشار کار را صد چندان کرده است. صنعت نفت یک بخش بزرگ سودآور جامعه است. باید مراکز کاری ما امن باشد و با بالاترین استانداردهای محیط زیستی مجهز باشد. باید در صنعت نفت بودجه کافی برای امن شدن محیطهای کار و تجهیز مراکز کاری به امکانات سرمایشی و گرمایشی مورد نیاز و دستگاههای تهویه هوا به میزان مورد نیاز، بالا بردن استاندارد بهداشتی در خوابگاهها و اماکن عمومی چون دستشویی ها و حمام و … اختصاص داده شود.
    ما کارگران نفت از امنیتی بودن محیط های کارمان به ستوه آمده ایم و باید به این وضعیت خاتمه داده شود. تشکل و تجمع و اعتراض حق مسلم ماست.
    در خاتمه حمایت قاطع خود را از همکاران رسمی مان در نفت که اعلام کرده اند چنانچه به خواستهایشان جواب داده نشود در نهم تیر دست به اعتراض خواهند زد و فراخوانشان به تجمع در آن روز است، اعلام میکنیم.
    خواستهای بر شمرده ما خواستهای همه کارگران نفت از جمله همکاران رسمی ما نیز هست. بعلاوه این همکاران به نحوه افزایشات مزدی سال ۱۴۰۰ که در واقع تعرضی به زندگی و معیشتشان است، تحمیل مالیات های سنگین بر حقوقهایشان و عدم اجرایی شدن ماده ده و در نتیجه آن حذف برخی از آیتم های مزدی شان اعتراض دارند. محور اعتراض همکاران رسمی همچون ما کارگران پیمانی موضوع دستمزد و عدم کفاف آن برای مخارج زیستی و معیشتی مان است و افزایش سرسام آور قیمت اجناس و یک قلم بزرگ آن مسکن و محرومیت از بیمه های پایه ای چون درمان و تحصیل رایگان برای همه و داشتن حق مسکن فشار زندگی را برای ما و همه مردم در جامعه دشوار و مشقب بار کرده است. ما خواهان تحقق این حقوق پایه ای و برخورداری از درمان و تحصیل رایگان برای همه مردم هستیم. زندگی شایسته انسان حق همه ما مردم است.
     
    شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
    ۳۰ خرداد ۱۴۰۰
  •  

 بیانیه‌های اعتصابات کارگری ۱۴۰۰

etesab.jpg

 

گزارشِ گفتوگو با یک کارگر پیمانی در عسلویه:

 از خانه تا خوابگاه،

از کارخانه تا اعتصاب

در اتاق‌های ده، پانزده متری که استراحتگاهِ ده نفر است با یک کولر پنجره‌ای ۱۹ هزارِ کم رمق که سر و صدایش شبیه قطار است و خواب را میان بوی نا و عرق مختل می‌کند روزگار می‌گذرانند.

میلیون‌ها سند که نسل‌هایی از رنج و تروما را ثبت می‌کنند،1675-gaza.avif

در عملیات ده‌ماههٔ آنروا از غزه و اورشلیم شرقی نجات داده شدند

جیسون برک - خبرنگار بین‌المللی امور امنیتی

گاردین- پنج‌شنبه ۱۴ ماه‌مه ۲۰۲۶

با مقدمه‌ی از اندیشه‌ و پیکار: اونروا و اهمیت آن در حفظ و ثبت "تاریخ" فلسطین

در تاریخ ۱۴ ماه‌مه ۲۰۲۶ روزنامه بریتانیایی گاردین پرده از عملیاتی مخفی برداشت که بیش از ده ماه بود از جانب اونروا جریان داشت. هدف این عملیات، جلوگیری از نابودیِ تمامی اسناد بایگانی‌شده توسط این نهاد سازمان ملل و انتقال آنها به خارج از اسرائیل بود.

اونروا یا " آژانس امداد و کاریابی سازمان ملل متحد برای آوارگان فلسطینی در خاورنزدیک" در سال ۱۹۴۸ در پیِ اخراج هشت‌صد هزار فلسطینی از وطن‌شان تاسیس شد یعنی درست پس از اشغال آنْ توسط آنچه دولت اسرائیل نام گرفت. این آوارگان که ۷۵ در صد کل جمعیت فلسطین را تشکیل می‌دادند به حداقل خدمات اجتماعی چون تغذیه، مسکن، آموزش و پرورشِ، درمان و بهداشت و... نیاز داشتند و این وظیفه را اونروا به عهده گرفت؛ این سازمان می‌بایست فهرستی دقیق و کامل از این افراد تهیه کرده و به‌روز نگه دارد تا بتواند مطابق با آن به کمک پناهندگان بیاید. در نتیجهْ انجام این وظیفه دشوار به اونروا امکان می‌داد به‌طور دقیقی پیشینه پناهندگان را از ۱۹۴۸ تا کنون در اختیار داشته باشد. نیازهای مالی این سازمان هم از طریق پرداخت داوطلبانه کشورهای عضو سازمان ملل برآورده می‌شود.

در طول این ۷۸ سال اسرائیل دائما و به بهانه‌های مختلف در کارکرد اونروا اختلال ایجاد کرده و تلاش می‌کند به فعالیت این سازمان در کمک رسانی پایان دهد.

امروزه اهمیت اصلی اونروا گذشته از اینکه رگ حیاتی فلسطینیان در غزه و سرزمین‌های اشغالی است، محفوظ داشتن حافظه تاریخی آنهاست. آمار و اسناد اونروا نه تنها بیان عینی "فاجعه"ای است که بر سر فلسطینیان آمده، بلکه در عین حال امکان این را فراهم می‌کند که آوارگان و بازماندگان ایشان که درواقع پناهنده محسوب می‌شوند بتوانند روزی از حق بازگشت یا غرامت برخوردار شوند.

با حذف و اخراج اونروا اسرائیل در واقع تلاش می‌کند نه تنها به نسل‌کشی و نابودی فیزیکی فلسطینیان ادامه دهد بلکه برآن‌است که هرگونه اثر تاریخی را از اذهان پاک کند. پس حفظ این اسناد و ثبت آنها تلاشی‌ست در جهت پاسداری و اثبات یکی از بزرگترین جنایات تاریخ.

از این‌رو برآن شدیم تا این گزارش را در اختیار خوانندگان بگذاریم.

۲۵ ماه‌مه ۲۰۲۶- اندیشه و پیکار

نوشته گاردین:

سفر از اورشلیم شرقی به اَمّان در حالت عادی باید آسان می‌بود: رانندگی کوتاهی تا دریای مرده، عبور از گذرگاه مرزی و سپس رسیدن سریع به پایتخت اردن.

اما در اوایل تابستان ۲۰۲۴، این مسیر برای کارکنان بشردوستانهٔ آنروا (آژانس امدادرسانی و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی) تقریباً به مانعی غیرقابل عبور تبدیل شده بود؛ زمانی که می‌کوشیدند حجم عظیمی از اسناد آرشیوی را که برای دهه‌ها تاریخ معاصر فلسطین اهمیتی حیاتی داشت، نجات دهند.

عملیات ده‌ماهه برای نجات آرشیوهای نگهداری‌شدهٔ آنروا در غزه و اورشلیم شرقی به مراحل پایانی خود نزدیک می‌شد. این تلاش بسیار حساس و گاه خطرناک بود. ده‌ها نفر از کارکنان آنروا را در دست‌کم چهار کشور مختلف درگیر کرده بود؛ از سفرهای پرخطر برای بیرون آوردن اسناد زیر بمباران گرفته تا مقاماتی که پاکت‌های بدون علامت را با دقت وارد مصر می‌کردند، و جعبه‌های ارزشمندی که با هواپیماهای نظامی به مکانی امن منتقل می‌شدند.

اما زمان دیگر رو به پایان بود. مجتمع گستردهٔ آنروا در اورشلیم شرقی به کانون تلاش سازمان‌یافتهٔ اسرائیل برای اخراج این نهاد تبدیل شده بود وهمچنین هدف گروه‌های راست‌گرا قرار داشت. اهمیت آرشیوهای آنروا ــ که بخش بزرگی از آن تجربه‌های فلسطینیان را هنگام فرار یا رانده‌شدن از خانه‌هایشان در جنگ‌هایی که به تأسیس اسرائیل در ۱۹۴۸ انجامید ثبت می‌کرد ــ کاملاً روشن بود.

راجر هرن، مقام ارشد آنروا که بر این عملیات نظارت داشت، می‌گوید: "نابودی این اسناد فاجعه‌بار می‌بود... اگر روزی راه‌حلی عادلانه و پایدار برای این مناقشه پیدا شود، این تنها مدرکی است که مردم می‌توانند با آن نشان دهند زمانی فلسطینیانی در مکانی مشخص زندگی می‌کردند".

چنین تلاش‌های مخفیانه‌ای هرگز قرار نبود وظیفهٔ آنروا باشد؛ نهادی که در سال ۱۹۴۹ برای ارائهٔ خدمات درمانی، غذا و آموزش به حدود ۷۵۰ هزار پناهندهٔ فلسطینی تأسیس شد.

در آغاز جنگ غزه ــ که پس از حملهٔ غافلگیرکنندهٔ حماس به اسرائیل آغاز شد و ۱۲۰۰ کشته، عمدتاً غیرنظامی، بر جای گذاشت ــ آرشیوهای این سازمان در کشورهای مختلف خاورمیانه که آنروا در آن‌ها فعالیت می‌کند پراکنده بودند. در جعبه‌های خاک‌گرفتهٔ مجتمع آنروا در شهر غزه، کارت‌های اصلی ثبت‌نام پناهندگان فلسطینی که در ۱۹۴۸ به غزه پناه آورده بودند نگهداری می‌شد، همراه با گواهی‌های تولد، ازدواج و مرگ که نسل‌ها قدمت داشتند. این اسناد می‌توانستند به فلسطینیانی که نیاکانشان مجبور به ترک خانه‌هایشان شده بودند کمک کنند ریشه‌های خانوادگی خود را در سرزمینی که بعداً اسرائیل شد، پیگیری کنند. با وجود تلاش‌های پیشین برای اسکن اسناد، صدها هزار مدرک تاریخی تا سال ۲۰۲۳ تنها به شکل کاغذی باقی مانده بودند و در برابر آتش، سیل یا نابودی عمدی آسیب‌پذیر بودند.

ژان‌پیر فیلیو، استاد مطالعات خاورمیانه در مؤسسهٔ علوم سیاسی پاریس که در طول جنگ از غزه بازدید کرده بود، این اسناد را "برای تجربهٔ فلسطینیان حیاتی" توصیف کرد. بنابر گفته او: "شهادت‌هایی دربارهٔ این‌که مردم چگونه در ۱۹۴۸ مجبور به فرار شدند، از کجا آمده بودند، اموالشان کجا بود و چه چیزهایی نابود شد، در این اسناد وجود دارد. دویست هزار نفر بین ۱۹۴۸ تا ۱۹۴۹ از سراسر فلسطین به غزه آمدند".

اسرائیل دهه‌هاست که با آنروا خصومت دارد و این نهاد را متهم می‌کند که با اعطای وضعیت پناهندگی به فرزندان آوارگان اولیه، امید فلسطینیان برای بازگشت به خانه‌های اصلی‌شان را زنده نگه می‌دارد. اسرائیل همچنین بارها آنروا را متهم کرده که در مدارسش از کتاب‌های درسی استفاده می‌کند که دیدگاه‌های ضداسرائیلی و یهودستیزانه را ترویج می‌کنند. پس از حملهٔ حماس در ۲۰۲۳، اسرائیل مدعی شد کارکنانی از آنروا در غزه در این حمله مشارکت داشته‌اند. این سازمان بعدها پس از یک تحقیق، ۹ نفر از کارکنانش را اخراج کرد.

مرحلهٔ نخست عملیات نجات اسناد، نمایشی و خطرناک بود. چند روز پس از حملهٔ نیروهای اسرائیلی به غزه، اسرائیل دستور تخلیهٔ دفاتر آنروا در شهر غزه را صادر کرد. کارکنان بین‌المللی ظرف چند ساعت آنجا را ترک کردند و نتوانستند آرشیوهای حیاتی را با خود ببرند.

سام رز، مدیر موقت امور آنروا در غزه، میگوید: "این خطر واقعی وجود داشت که اسرائیلی‌ها وارد شوند و آن‌ها را نابود کنند، یا این‌که در آتش‌سوزی، انفجار یا هر چیز دیگری از بین بروند".

تنها چند ماه پیش از آن، سیستم دیجیتال ثبت‌نام آنروا پس از یک حملهٔ سایبری موقتاً از کار افتاده بود و نگرانی گسترده‌ای وجود داشت که حملهٔ سایبری دیگری بتواند سرورهای اسنادی را که قبلاً اسکن شده بودند نیز نابود کند.

هرن می‌گوید: "دوره‌ای بسیار خطرناک بود؛ هر روز با حملات سایبری فراوانی روبه‌رو بودیم و واقعاً می‌ترسیدیم هم اصل اسناد نابود شوند و هم نسخه‌های دیجیتالی‌ای که تهیه کرده بودیم. آن وقت همه‌چیز برای همیشه از بین می‌رفت".

با وجود ادامهٔ حملات هوایی و گلوله‌باران در یکی از مرگبارترین مراحل تهاجم بی‌وقفهٔ اسرائیل ــ که بیش از ۷۰ هزار کشته، عمدتاً غیرنظامی، بر جای گذاشت ــ گروه کوچکی از مسئولان آنروا با وانت‌های کرایه‌ای به مجتمع گستردهٔ این سازمان در شهر غزه بازگشتند. آن‌ها در سه سفر اسناد را به انبار مواد غذایی در رفح، در مرز مصر، منتقل کردند. اما قاهره اجازه نمی‌داد آرشیوها بدون مشورت با اسرائیل از غزه خارج شوند. مسئولان آنروا مطمئن بودند که مقام‌های اسرائیلی فوراً اهمیت این اسناد را درک خواهند کرد و آن‌ها را ضبط یا مانع خروجشان خواهند شد. در سال ۱۹۸۲، هنگامی که اسرائیل به لبنان حمله کرد، ارتش این کشور آرشیوهای سازمان آزادی‌بخش فلسطین را از دفاتر آن در بیروت خارج کرده بود.

در عوض، مسئولان آنروا که گذرنامه‌های بین‌المللی داشتند مأمور شدند اسناد را بدون جلب توجه از غزه خارج کنند. طبق گفته رز: "اگر کسی در مرز متوقف می‌شد، فقط می‌گفت اسناد اداری حمل می‌کند. حجم عظیمی از مدارک باید خارج می‌شد. همه داشتند مقداری از اسناد را با خود حمل می‌کردند".

در شش ماه بعد، اسناد در مصر جمع‌آوری شد و سپس توسط یک مؤسسهٔ خیریهٔ اردنی، با هواپیماهای نظامی اردن که پس از رساندن کمک به غزه به اَمّان بازمی‌گشتند، منتقل شد. آخرین محموله تنها دو هفته پیش از آن خارج شد که تانک‌های اسرائیلی رفح را تصرف کردند و راه خروج را به طور کامل بستند. اما هنوز مجموعهٔ دیگری از اسناد بسیار مهم در مجتمع آنروا در اورشلیم شرقی باقی مانده بود که آن‌ها نیز نیاز فوری به نجات داشتند.

تنها چند هفته پس از آغاز جنگ دوساله، اسرائیل اتهام‌های خود علیه آنروا مبنی بر همکاری با حماس را تشدید کرد و کارزار ایجاد مانع و آزار علیه این نهاد را آغاز نمود. تا اوایل ۲۰۲۴، مجتمع اورشلیم شرقی هدف اعتراض‌ها و چندین حملهٔ آتش‌افروزانه قرار گرفت که خسارات گسترده‌ای به بار آورد. تلاش‌ها برای اخراج آنروا شتاب می‌گرفت. رز می‌گوید: "در اورشلیم شرقی ماه‌ها هشدار دریافت می‌کردیم که دسترسی‌مان به دفاتر را از دست خواهیم داد".

تلاش‌ها برای متقاعد کردن نمایندگی‌های دیپلماتیک همبسته جهت نگهداری آرشیوها بی‌نتیجه ماند. بنابراین، با نزدیک شدن پایان فرصت، این اسناد نیز توسط کارکنان خارج و طی چند ماه به‌طور مخفیانه منتقل شدند تا سرانجام به دفاتر آنروا در اردن رسیدند. در ژانویهٔ ۲۰۲۵، قوانین جدید اسرائیل فعالیت این نهاد را در اسرائیل و سرزمین‌های اشغالی فلسطین ممنوع کرد.

در اَمّان، تلاش گستردهٔ تازه‌ای برای دیجیتالی‌کردن اسناد آغاز شد. بیش از ۵۰ نفر از کارکنان آنروا، عمدتاً با بودجهٔ لوکزامبورگ، در زیرزمینی شلوغ و تنگ به‌صورت دستی میلیون‌ها مدرک را اسکن کردند؛ از کارت‌های ثبت‌نام پناهندگان تا شمار عظیمی از اسناد دیگر.

فیلیو می‌گوید: "اکنون آرشیوها از فلسطین خارج شده‌اند، اما دست‌کم محافظت می‌شوند".

اکنون که نزدیک به ۳۰ میلیون سند دیجیتالی شده‌اند، آنروا قصد دارد بتواند برای هر پناهندهٔ فلسطینی شجره‌نامهٔ خانوادگی و همهٔ اسناد پشتیبان را فراهم کند و همچنین نقشه‌هایی از الگوهای آوارگی در ۱۹۴۸ بسازد. این آرشیوها درک بهتری از رویدادهای مورد مناقشهٔ پیرامون اخراج و فرار حدود ۷۵۰ هزار فلسطینی در آن دوران نیز فراهم خواهند کرد. مسئولان تخمین می‌زنند این کار دست‌کم دو سال دیگر طول بکشد.

دکتر آن ایرفن، تاریخ‌دان خاورمیانهٔ مدرن در کالج دانشگاهی لندن و نویسندهٔ کتاب تازه‌منتشرشدهٔ "تاریخ کوتاه نوار غزه"، معتقد است این اسناد ثبت حیاتی تاریخ ملی فلسطینیان را تشکیل می‌دهند. به گفته او: "فلسطینیان مردمی بدون دولت هستند و آرشیو ملی کاملاً یکپارچه‌ای ندارند... به همین دلیل آرشیو آنروا برای آن‌ها اهمیتی ویژه دارد". ایرفن به گاردین گفت آرشیوهای دیجیتالی‌شده راه‌های گوناگونی برای پژوهش دربارهٔ تجربهٔ پناهندگان فلسطینی، نقش سازمان ملل، جامعهٔ بین‌المللی و عناصر بنیادین سیاست خاورمیانه در هشتاد سال گذشته می‌گشاید. او افزود: "این تاریخی عمیقاً مورد مناقشه است؛ تاریخی که می‌تواند پیامدهای بسیار واقعی برای زمان حال داشته باشد".