پشتيبانی از سازمان مجاهدين در مقاله ای از روزنامهء اسرائيلی هاآرتز
به تاريخ ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۶ با ترجمه و متن کامل آن

يادداشت:
ما اين مقاله را در درجهء اول برای اطلاع عموم پخش می کنيم و طبعاً نمی توانيم هيچ داوری دقيقی دربارهء صحت و سقم روابطی داشته باشيم که بين آمريکا و اسرائيل، و انواع «اپوزيسيون» ايرانی از جمله سازمان مجاهدين وجود دارد (و چه خوب بود اگر خود مجاهدين در اين باب نظری می دادند). سالهاست که آمريکا بنا به مصالح و نظر خويش، و اساساً برای اعمال فشار بر رژيم ايران انواع «آلترناتيو» ها را از داخل و خارج "در آب نمک خوابانده است". هرچند می دانيم که هيچ يک از آنها به لحاظ طبقاتی و اعتبار مردمی، در چارچوب تناوب (از نوع احزاب بورژوايی راست و "چپ" حاکم بر اروپا) هم نمی گنجند تا چه رسد به اينکه آلترناتيو رژيم سرمايه داری ميليتاريستی مذهبی و ارتجاعی ايران باشند.
در قرن بيستم سه جنبش بزرگ توده ای در ايران رخ داده تا دست استعمارگران و امپرياليست ها از مداخله در سرنوشت مردم ايران قطع گردد. اما حالا آب چنان سر بالا می رود که برای «آزادی ايران!» (يعنی رسيدن برخی به مقامی) دست به دامن جنايتکارترين قدرت های تاريخ می شوند تا مانند چلپی ها ايران را هم مانند عراق و افغانستان و فلسطين و لبنان و... ويران تر کنند. زمانی "اخلاق سياسی" يادآور اين شعر والای حافظ بود که می گويد:
"من آن نگين سليمان به هيچ نستانم/ که گاهگاه بر او دست اهرمن باشد"
اما حالا دست اهريمن مشروعيت بخش و مبارک است! با خواندن مقالهء هاآرتز، سؤالی که برای خواننده پيش می آيد اين است که سازمان مجاهدين برای جلب اعتماد محافل آمريکايی و اسرائيلی تا کجاها رفته است؟ چون برخلاف "چپ" های ساده انگار که به راحتی مرزهای طبقاتی را فراموش می کنند، نيروهای بورژوايی و ارتجاعی (آنهم امپرياليسم آمريکا و ...) بسيار سختگير اند و به آسانی به کسی اعتماد نمی کنند.
به نظر ما آرزوی کنار زدن باند جانيان و دزدان حاکم بر ايران با دستياری جانيان بزرگ کاخ سفيد تکرار جنايتی ست که چلپی ها در عراق آتش بيار آن بودند. رژيم جمهوری اسلامی و نيز اين دست مخالفانش هر دو بدتر اند! و اگر اين سخن حق، فالانژهای هر دو طرف را می آزارد، چه باک؟
باری، وقتی طرح سياسی بزرگی، از نوع تغيير رژيم سياسی، در دستور کار جامعه ای قرار می گيرد طبيعی ست که در صفوف مخالفين نيروهای گوناگون و حتی متضادی وجود داشته باشند که هرکدام با اهداف خاصی راه سرنگونی رژيم حاکم را دنبال می کنند. آنچه نبايد در اين ميان فراموش کنيم اين است که خطوط و مرزهای طبقاتی، فکری و عملی خود را روشن کنيم و به بهانهء اينکه همه در صف مخالفان رژيم ارتجاعی جمهوری اسلامی هستيم به سکوت و سازشکاری درنغلتيم. در زمان مخالفت و مبارزه با رژيم شاه، به همين بهانه، از انتقاد از روحانيت و اهداف آن کمتر خبری بود و در دورهء کنونی از انتقاد از مجاهدين و سلطنت طلبان و ... نه تنها کمتر سخنی در ميان است بلکه به نام دموکراسی و لائيسيته، مدرنيته (!) و مخالفت با رژيم، راه برای انواع سازش های اصولی، راه برای انواع حقارت و جاسوسی و خيانت باز شده است. در بين به اصطلاح "اپوزيسيون چپ" هم که در گذشته ای دور با مارکسيسم نرد محبت می باخت صد جور تواب واقعی داريم با ادعاها و معلق زدن های مضحک که البته هرگز مورد انتقاد از خود، قرار نگرفته است.
اما به اعتقاد ما رژيم سرمايه داری مذهبی حاکم بر ايران را با مبارزهء توده ای و انقلابی قاعدتاً قهرآميزی که در خدمت نظری و عملی زحمتکش ترين طبقات و اقشار جامعه و به ويژه کارگران باشد می توان و بايد سرنگون کرد. روشن است که بدون کار کردن در ابعاد مختلف نظری و عملی و بسيج نيروی توده ای و صداقت و جديتی که کمياب شده است، اين طرح بخت تحقق نخواهد يافت.

تراب حق شناس ـ اکتبر ۲۰۰۶

سرانـجام، آمريکا حمله خواهد کرد

نوشتهء يوسی ملمان
Yossi Melman

* «اسرائيل توان نظامی کافی برای حمله به تمام تأسيسات هسته ای ايران ندارد. تنها ايالات متحدهء آمريکا می تواند چنين کند.»
* «ولی نه ايالات متحده و نه اسرائيل نبايد چنين کنند.»
* «برخورد نظامی مشکل را حل نخواهد کرد.»
* «با وجود اين، من پيش بينی می کنم که ايالات متحده در دورهء حاکميت دولت جمهوری خواه بوش يا جانشين اش، با اين گزينش که به ايران حمله کند يا نه رو به رو نخواهد بود.، بلکه با اين گزينش رو به رو خواهد شد که کی حمله کند »
* «يک رئيس جمهور از حزب دموکرات هم با همين گزينش رو به رو خواهد بود ولی حمله نخواهد کرد.»
اين اظهارات پروفسور ريموند تانتر، استاد دانشگاه جرج تاون و رئيس کميتهء بررسی سياست ايران است، کميته ای که وضعيت گروه های مخالف رژيم ايران را مطالعه می کند و به اين نتيجه رسيده است که حمايت از مجاهدين خلق به سود آمريکا ست. مجاهدين خلق يک نيروی شبه نظامی (ميليشيای) مناقشه آميز ايرانی ست که با رژيم آيت الله ها مخالفت دارد. پروفسور تانتر از نويسندگان کتاب «آرام کردن آيت الله ها و سرکوب دموکراسی: سياست آمريکا و اپوزيسيون ايران» است.
تانتر و اعضای کميته معتقدند تنها راه جلوگيری از دست يافتن ايران به سلاح اتمی اين است که به جای رژيم مذهبی کنونی، رژيمی دموکراتيک جايگزين شود. به نظر آنها تنها مجاهدين می توانند چنين کنند.
باوجود اين، سازمان مجاهدين با مشکلات متعدد مهمی رو به رو ست: ايالات متحده آن را سازمانی تروريستی اعلام کرده، اغلب ايرانی ها اعضای سازمان مجاهدين را خائن می دانند زيرا آنها در جريان جنگ ايران و عراق در دههء ۱۹۸۰ از صدام حسين جانبداری کرده اند. مجاهدين به دليل آن که از پشتيبانی وسيعی در خود ايران برخوردار نيستند گروهی ضعيف محسوب می گردند. هفتهء گذشته، تانتر افکار و طرح خود را به ششمين کنفرانس مؤسسهء مبارزه با تروريسم در کانون چند رشته ای هِرزيليا و نيز در مصاحبه ای با هاآرتز ارائه کرد.
تانتر که ۶۷ سال دارد در روابط بين المللی بسيار برجسته است. وی در ۲۵ سالگی دکترای خود را دانشگاه اينديانا به پايان برد. او متعلق به مکتبی ست که استفاده از مدل های رياضی و مطالعات کمّی را در تحقيقات بين المللی وارد کرد. او در دانشگاه های درجهء اول آمريکا تدريس کرده و در سال ۱۹۷۴ به مدت يک سال در مؤسسهء روابط بين المللی وابسته به دانشگاه عبری [در اسرائيل] کار کرده است (من خود در آن زمان شاگرد او بودم).
در فاصله بين اين يا آن پست دانشگاهی، تانتر پست های متعددی در کاخ سفيد و پنتاگون، به ويژه در دورهء رونالد ريگان دارا بوده است. دوسال از ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۲ عضو شورای امنيت ملی بوده و مسؤوليت پرونده ليبی و لبنان را داشته است. (از مأموريت های ديگر تانتر پيگيری سياست اسرائيل بوده که به هجوم و تصرف لبنان در آن زمان انجاميد.) وی عضو حزب جمهوری خواه و افکارش عمدتاً محافظه کارانه است. به عقيدهء او دولت جرج و. بوش به حد کافی محافظه کار نيست.
اينک خلاصهء نظرات او:
«اسرائيل توان نظامی کافی برای حمله به تمام تأسيسات هسته ای ايران ندارد. زيرا برای اين کار نياز به چنان نيروی هوايی ست که بتواند حملات مداوم و طولانی عليه تأسيساتی که تاکنون ناشناخته است انجام دهد و نيروی هوايی اسرائيل چنين توانايی ندارد. تنها ايالات متحدهء آمريکا می تواند چنين کند. در تحليل نهايی ايالات متحده حمله خواهد کرد به شرط اينکه يک رئيس جمهوری از حزب دموکرات در کاخ سفيد نباشد. اگر رژيم سياسی در ايران تغيير نکند، يک دولت برخاسته از حزب جمهوری خواه احتمال بيشتری دارد که به ايران حمله کند چه موقعيت نظامی مناسب باشد چه نباشد.»
«اما حمله راه حل اصلی مسأله را به دست نمی دهد. حمله برنامهء اتمی ايران را از بين نخواهد برد، بلکه آن را تنها به تعويق خواهد انداخت. برای آنکه برنامهء اتمی به کلی متوقف شود ضروری ست که رژيم تغيير کند. چنين تغييری ممکن است و بايد طی مدت کوتاهی رخ دهد. به محض اينکه نام مجاهدين خلق از ليست سازمانهای تروريستی که وزارت خارجهء آمريکا تهيه کرده حذف شود، آنها می توانند پيش از آن که رژيم آيت الله ها به بمب اتمی دست يابد رژيم را عوض کنند.»
- اين چقدر وقت لازم دارد؟
«من ارزيابی سازمانهای اطلاعاتی اسرائيل را که می گويند ايران طی يک تا سه سال آينده به بمب اتمی دست خواهد يافت بيش از نظر سيا قبول دارم.»
- آيا طی مدتی چنين کوتاه شما خواهيد توانست کنترل ايران را به مجاهدين خلق بسپاريد؟ چگونه؟ با حمايت موساد و سيا؟
«نه. پای سازمان های اطلاعاتی در هيچ شرايطی نبايد به ميان کشيده شود وگرنه حوادث ۱۹۵۳ [۲۸ مرداد ۱۳۳۲] و قضيهء مصدق تکرار خواهد شد. (سيا و اينتليجنت سرويس بريتانيا با انجام کودتايی باعث سقوط حکومت نخست وزير وقت، مصدق، که صنعت نفت را ملی کرده بود شدند و محمد رضا پهلوی را دوباره به سلطنت نشاندند - ی. م.). طرح ۱۰ ماده ای ما خط مشی کاملاً روشنی دارد:
وزير خارجه، کندليزا رايس، بايد دستور حذف نام مجاهدين خلق را از ليست سازمان های تروريستی صادر کند. رهبران کنگره بايد از مريم رجوی (رهبر جناح سياسی و همسر رهبر سازمان مجاهدين - ی. م.) دعوت کنند تا در برابر کميته های کنگره گواهی دهد؛ و پنتاگون هم بايد به سازمان اجازه دهد که از خاک عراق عليه رژيم ايران دست به عمليات بزنند.»
- اما رژيم ايران و رئيس جمهور احمدی نژاد در انتخابات دموکراتيک به قدرت رسيده اند.
«انتخابات فقط به لحاظ قانونی دموکراتيک بوده. شورای نگهبان رژيم اسلامی صدها کانديدا را نپذيرفت و تنها به کانديداهای خودش اجازه داد که در انتخابات شرکت کنند. چنين بود که احمدی نژاد به دليل نبود کانديدايی ديگر جز کانديدايی آلوده به فساد يعنی رئيس جمهوری سابق، رفسنجانی، انتخاب شد. مردم يا بايد يک قاتل را انتخاب می کردند يا يک کلاه بردار را. هشتاد درصد از واجدين شرايط رأی دادن در انتخابات شرکت نکردند. ما معتقديم از زمانی که سازمان بتواند از عراق عمليات کند، نظر موافق مردم ايران را جلب خواهد کرد.»
«مردم برای تظاهرات به خيابان ها خواهند ريخت. اين امر پيش از اين در ۱۹۸۱ (خرداد ۱۳۶۰) زمانی که نيم ميليون از هواداران مجاهدين خلق به تظاهرات پرداختند رخ داد. رژيم دستور خواهد داد که با اعمال قهر تظاهر کنندگان را پراکنده و سرکوب کنند. کسانی که بايد اين دستورات را اجرا کنند بسيجی های مسلح و پاسداران هستند.. آن ها به سوی تظاهر کنندگان شليک خواهند کرد و جنگ داخلی درخواهد گرفت. آنگاه در گير و دار و اوج حوادث ارتش مداخله خواهد کرد تا جلوی خونريزی را بگيرد و آيت الله ها را از کار برکنار کند.»
- اما در چنان حالی هم هيچ تضمينی وجود ندارد که ايران برای دست يافتن به سلاح اتمی نکوشد. ما می دانيم که اين آرزوی ملی ايرانيان است صرف نظر از هر ايدئولوژی و جهان بينی.
«مجاهدين خلق پيش از اين اعلام کرده اند که به ساختن سلاح اتمی علاقه ای ندارند. اما چه اهميتی دارد که ايران دموکراتيک بمب اتمی داشته باشد. اينکه اسرائيل يا هند سلاح اتمی دارند برای چه کسی اهميت دارد؟»
- سازمان مجاهدين خلق را در دههء ۱۹۶۰ جمعی از دانشجويان که بينش مارکسيستی داشتند (۱) تأسيس کردند. آنها با رژيم شاه که سياستی جانبدار غرب داشت مخالف بودند. آنها در جريان انقلاب اسلامی به آيت الله خمينی پيوستند. اما ترکيب انديشه های مارکسيستی با اصول اسلام با طرح های وی جور در نمی آمد و گروه در سال ۱۹۸۱ (۱۳۶۰) از پايه های خود در ايران طرد شد. اعضای گروه مورد حمايت صدام حسين قرار گرفتند و او به آنها پايگاه و سلاح داد و آنها را قادر ساخت که در جريان جنگ ايران و عراق از خاک عراق دست به عمليات بزنند. اين امر از ديد غالب ايرانيان، حتی مخالفان رژيم، خيانت شمرده می شود.
پس از پايان جنگ، اعضای مجاهدين خلق مراکزی در پاريس برپا کردند و از آن زمان، هزاران فعال سياسی و جنگجويان مخفی را از آنجا وارد کارزار کرده اند. در کارنامهء آنها هم فعاليت های چريکی و هم تروريستی وجود دارد، مانند تصفيهء فيزيکی افسران ارشد از جمله رئيس ستاد ارتش ايران و حمله به کاخ رياست جمهوری در تهران (در سال ۲۰۰۰ زمانی که خاتمی بر سرِ کار بود). علاوه بر اين، اعضای مجاهدين بودند که دو مرکز مخفی غنی سازی اورانيوم را که ايران اعلام نکرده بود و به همين دليل تحت نظارت بين المللی قرار نداشت برملا کردند. وقتی ارتش آمريکا به عراق حمله کرد و آن را تصرف نمود سازمان را خلع سلاح کرد و ممنوع کرد که آنها از آنجا عمليات کنند.
دليل اينکه سازمان مجاهدين را تروريستی معرفی کرده اند مبتنی بر وقايع چندی ست. گمان می رود که فعالين اين گروه مظنون چند شهروند آمريکايی را در ايران، در زمان شاه به قتل رسانده اند. پروفسور تانتر و همکارانش ادعا می کنند کسانی چنين کاری کرده اند فعالين مائوئيستی بوده اند که از رهبری سازمان تبعيت نمی کرده اند. دليل ديگر، حمايت سازمان از اشغال سفارت آمريکا در تهران به دست دانشجويان و به گروگان گرفتن ۵۲ تن از کارمندان آن است.
تانتر معتقد است که اسرائيل می تواند در به رسميت شناختن و مشروعيت دادن مجاهدين کمک کند: «من از موساد نمی خواهم که به آنان بپيوندد و با آنها همکاری کند. پای موساد نبايد به ميان کشيده شود و اسرائيل بايد کاملاً خارج از صحنه بماند. مجاهدين خلق خواهان چنين رابطه ای با اسرائيل نيستند. اما اسرائيل در ايالات متحده نفوذ دارد و می تواند از پشتيبانان و گروه فشار خود بخواهد کاری کنند که نام مجاهدين از ليست سازمان های تروريستی حذف گردد.
درعوض، اسرائيل دارد موضعی بی طرف می گيرد و چه حيف. اگر ما بخواهيم رژيم ايران را تغيير دهيم مجاهدين تنها بازيگر اند. اگر بخواهم از گفتهء چرچيل استفاده کنم بايد بگويم مجاهدين بدترين گزينش اند، به استثنای همهء بديل های ديگر.»
- حمايت شما از مجاهدين خلق به آن می ماند که همهء تخم مرغ هاتان را در يک سبد گذاشته باشيد.
«نه. من تخم مرغ هايم را در سبد مردم ايران می گذارم نه در سبد تنها يک گروه.»
(ترجمه به فارسی برای انديشه و پيکار - ۲۱ سپتامبر)-----------------
۱) اين تعبير نويسنده دقيق نيست. (مترجم)
--------------------------------------------------------------
اينک متن اصلی از:
http://www.haaretz.com/hasen/spages/763287.html

Ultimately, the U.S. will attack

By Yossi Melman



* "Israel doesn't have the military strength to attack all of Iran's nuclear installations. Only the United States can do that."
* "But neither the United States nor Israel should do so."
* "A military strike will not solve the problem."
* "I nevertheless anticipate that the United States, under a Republican administration of Bush or his successor, will face a choice of not whether but when to attack Iran."
* "A Democratic president will also face that choice but will not attack."
These statements were made by Prof. Raymond Tanter of Georgetown University and the head of the Iran Policy Committee, a group that studies Iranian opposition groups and has concluded that supporting the Mujahideen-e-Khalq (MEK) is in America's interest. The MEK is a controversial Iranian militia that is opposed to the rule of the ayatollahs. Tanter is the co-author of "Appeasing the Ayatollahs and Suppressing Democracy: U.S. Policy and the Iranian Opposition."
Tanter and the members of the committee believe that the only way to prevent Iran from attaining nuclear weapons is to replace the religious regime in Iran with a democratic regime. In their opinion, only Mujahideen-e-Khalq can do that.
However, the organization faces several significant problems: The United States has declared it a terror organization; most Iranians consider the members of MEK traitors, because they supported Saddam Hussein during the Iran-Iraq war in the 1980s; and they are considered a weak group, lacking broad support in Iran itself. Last week Tanter presented his thoughts and plan at the sixth conference of the Institute for Counter-Terrorism at the Interdisciplinary Center Herzliya, and in a conversation with Haaretz.
Tanter, 67, is considered a genius in international relations. At the age of 25, he completed his doctorate at the University of Indiana. He belongs to the school that introduced the use of mathematical models and quantitative studies in international relations. He has taught at top American universities, and in 1974 he spent his sabbatical at Hebrew University's Institute for International Relations (in the interest of proper disclosure, I was his student at the time.)
Between one academic job and the next, Tanter filled several positions in the White House and the Pentagon, mainly during Ronald Reagan's presidency. For two years (1981-1982) he was a member of the National Security Council, in charge of Libya and Lebanon (among his other assignments, Tanter followed Israeli policy which led to the invasion at the time.) He is identified with the Republican Party and has for the most part held conservative opinions. In his opinion, however, President George W. Bush's administration is not sufficiently conservative.
And here is his viewpoint in a nutshell: "Israel does not have the military strength to attack Iran's nuclear installations. For that there is a need for aerial strength that will enable continuous and prolonged attacks against unknown sites, and the Israel Air Force does not have such capability. Only the United States can do that. In the final analysis, the United States will attack, on condition that there isn't a Democratic president in the White House. A Republican administration is more likely to attack in the absence of a political regime change policy, whether there are good military opportunities or not.
"But attacking will not provide a fundamental solution to the problem. It will not eliminate Iran's nuclear program, but will only delay it. In order to bring about a halt to the nuclear program, there has to be a regime change there. Such a change is possible and can take place within a short period of time. From the moment that the Mujahideen-e-Khalq is removed from the U.S. State Department's list of terror organizations, they will bring about regime change in less time than it takes the regime of the ayatollahs to obtain nuclear weapons."
How much time are we talking about?
"I tend to accept the assessment of Israeli intelligence rather than that of the CIA, that Iran will have nuclear weapons within one to three years."
And during such a short period of time will you be able to give Mujahideen-e-Khalq control over Iran? How? With the support of the Mossad and the CIA?
"No. Intelligence organizations must under no circumstances be involved. Otherwise it will be a repeat of 1953 and the Mossadegh affair [the CIA and the British M16 organized a coup that removed prime minister Mossadegh, who had nationalized the oil industry, and brought back Mohammed Reza Pahlavi as Shah - Y.M.]. Our 10-point plan has clear guidelines: U.S. Secretary of State Condoleezza Rice should declare the removal of Mujahideen-e-Khalq from the list of terror organizations, Congressional leaders should invite Maryam Rajabi [the head of the political arm of the organization, and the wife of its leader - Y.M.] to testify before the congressional committees; and the Pentagon should allow the organization to operate from Iraq against the regime in Iran."
But the regime in Iran and President Mahmoud Ahmadinejad were elected in democratic elections.
"The elections were democratic only de jure. The council for the defense of the Islamic regime rejected hundreds of candidates and allowed only its own candidates to participate in the elections. That's how Ahmadinejad was elected by default when the corrupt candidate, former president Rafsanjani, opposed him. It was a choice between a killer and a crook. Eighty percent of those eligible to vote did not participate in the elections. We believe that the moment the organization is able to operate from Iraq it will gain public favor in Iran.
"People will go into the streets to demonstrate. That happened already in 1981, when half a million Mujahideen-e-Khalq supporters did that. The regime will order the demonstrators dispersed by force and suppressed. Those who will try to carry out the order are the Basaji, the armed street militia of the Revolutionary Guards. They will shoot at demonstrators, a civil war will break out, and then in the heat of the events the army will intervene, stop the bloodshed, remove the ayatollahs and take over."
But even then there will be no guarantee that Iran will stop trying to obtain nuclear weapons. We know that this is an Iranian national ambition, regardless of ideology and world view.
"Mujahideen-e-Khalq have already declared that they are not interested in manufacturing nuclear weapons. But no one cares if a democratic Iran has nuclear weapons. Who cares if Israel or India has nuclear weapons?"
Mujahideen-e-Khalq was founded in the 1960s by Iranian students with Marxist views, who were opposed to the Shah's pro-Western policy. They joined Ayatollah Khomeini in the Islamic Revolution, but the combination of Marxist ideas and the principles of Islam did not accord with his plans, and in 1981 the group was expelled from its bases in Iran. The members of the group came under the wing of Saddam Hussein, who gave them bases and weapons and enabled them to operate from Iraqi territory during the Iran-Iraq war. This act was seen as betrayal by most of the Iranians, even opponents of the regime.
At the end of the war, the members of Mujahideen-e-Khalq established headquarters in Paris, and since then they have been activating thousands of activists and underground fighters from there. They have guerrilla and terrorist activities to their credit, such as the elimination of senior officers, including the chief of staff of the Iranian army, and an attack on the presidential palace in Tehran (in 2000, during the term of President Khatami.) In addition, it was members of the organization who discovered the two secret plants for enriching uranium that Iran had not declared, and which were therefore not under international supervision. When the U.S. Army invaded Iraq, it disarmed the organization and prohibited it from operating.
The reason why Mujahideen-e-Khalq is defined as a terror organization is based on several incidents. The group's activists are suspected of the murder of U.S. citizens on Iranian soil during the period of the Shah. Prof. Tanter and his associates claim that those who carried out the acts were Maoist activists who did not obey the leadership of the organization. Another reason is its support for the takeover of the U.S. embassy in Tehran by Iranian students and holding its 52 employees as hostages.
Tanter believes that Israel can help legitimize Mujahideen-e-Khalq: "I'm not asking the Mossad to join them and cooperate with them. They should not be involved, and Israel should stay out of the picture. Mujahideen-e-Khalq do not wish such a tie with Israel. But Israel has influence in the United States. It has supporters and a lobby and it can ask them to have MEK removed from the State Department's list of terror organizations.
Instead, Israel is taking a neutral stance, and that's a pity. Mujahideen-e-Khalq is the only game in town if we want to bring about regime change in Iran. To paraphrase Churchill's words about democracy, I think that Mujahideen-e-Khalq is the worst option, except for all the other alternatives."
Your support for the MEK seems like putting all your eggs in one basket.
"No, I put my eggs in the Iranian people, not in a single group."