اعلام همبستگی انترناسیونالیستی با خیزش ۱۴۰۴ایران
بیانیه در رابطه با اعتراضات اخیر ایران
ما اعتراضات مردم ایران علیه رژیم جمهوری اسلامی را به رسمیت میشناسیم و از آنها حمایت میکنیم و سرکوب خشونتبار معترضان را بهصراحت محکوم مینماییم. این خیزشها نه رویدادی مقطعی و نه واکنشی گذرا هستند، بلکه بیان انباشتهی دههها سرکوب سیاسی، بهرهکشی اقتصادی، خشونت پدرسالارانه، سرکوب نظاممند و انکار حقوق بنیادیناند. این قیامها از پایین، از دل زندگی روزمرهی خفهشدهی میلیونها انسان برمیخیزند و باید بهمثابه مبارزهای مشروع برای کرامت، آزادی و عدالت اجتماعی درک شوند.
ما بار دیگر بر حق غیرقابلسلب ملتها برای تعیین سرنوشت خود تأکید میکنیم. آیندهی ایران — همانند هر جامعهی دیگری — نه میتواند توسط قدرتهای خارجی تعیین شود و نه تحت قیمومت دولتهایی قرار گیرد که رنج دیگران را برای پیشبرد منافع ژئوپولیتیک خود ابزار میکنند. هیچ شکلی از سلطهی خارجی را نمیتوان آزادی نامید، و هیچ مداخلهی امپریالیستی هرگز دموکراسی، برابری یا صلحی پایدار برای مردمانی که ادعای «نجات» آنها را دارد، به ارمغان نیاورده است.
ما با قاطعیت دستکاری و مصادرهی اعتراضات مردم ایران از سوی قدرتهای مختلف شمال جهانی را محکوم میکنیم؛ قدرتهایی که میکوشند نارضایتی مردمی را برای بازآرایی موازنههای منطقهای، تضمین مسیرهای انرژی، کنترل منابع و تقویت قدرت راهبردی خود به کار گیرند. این بهرهبرداری نهتنها واقعیت مبارزات جاری را تحریف میکند، بلکه جان کسانی را که در خیابانها مقاومت میکنند به خطر میاندازد، چرا که آنان را به مهرههایی در صفحهای بدل میسازد که کنترلی بر آن ندارند.
ما همبستگی خود را با ملتها، فراتر از دولتهایشان، اعلام میکنیم. این جوامعاند — نه نخبگان سیاسی و نظامی — که هزینهی انسانی جنگها، تحریمها، محاصرهها، اشغالها و منازعات ژئوپولیتیک را میپردازند. این همبستگی گزینشی یا مشروط نیست؛ بلکه متوجه همهی کسانی است که در برابر ستم مقاومت میکنند، چه تحت رژیمهای اقتدارگرایی که «دشمن» نامیده میشوند و چه زیر حکومتهایی که متحد قدرت جهانیاند.
ما ریاکاری عمیق شمال جهانی را افشا میکنیم؛ جایی که برای خود حق تعیین این را قائل است که کدام اقتدارگراییها غیرقابلتحملاند و کدامیک کارکردی و قابلقبول. در حالی که برخی رژیمها اهریمنی میشوند، برخی دیگر مشروعیت یافته و عادیسازی میگردند: ویکتور اوربان بهعنوان شریک دولتهای نئوفاشیست پذیرفته میشود؛ رجب طیب اردوغان متحدی کلیدی در سیاستهای مهاجرتی اروپا است؛ و احمد الشرع که تا دیروز تروریست محسوب میشد امروز بهعنوان گزینهای «معقول» برای حکومت بر سوریه معرفی میگردد. این معیار دوگانه نشان میدهد که مسئله هرگز دموکراسی یا حقوق بشر نبوده، بلکه کارکرد سیاسی هر رژیم بوده است.
ما همچنین بهرهبرداری ابزاری از مطالبات زنان ایران در گفتمانهای مسلط شمال جهانی را محکوم میکنیم. ارجاع گزینشی به رنج آنان، در بسیاری موارد، به تقویت روایتهای اسلامهراسانه و شرقشناسانه انجامیده است که مبارزات پیچیده را به تصاویری سادهسازیشده و در خدمت قدرت فرو میکاهند. تاریخ معاصر این واقعیت را بهروشنی نشان میدهد: در افغانستان، گفتمان «آزادسازی زنان» برای توجیه مداخلهای نظامی و ویرانگر به کار رفت که با استخراج منابع، فروپاشی اجتماعی و رهاشدگی پایان یافت. ما نمیپذیریم که جانها و مبارزات زنان به بهانههای اخلاقی برای جنگ و سلطه بدل شوند.
رهایی صادر نمیشود، بمباران نمیشود و از بالا تحمیل نمیگردد. آزادی زنان، دگراندیشان، ملتها و طبقات ستمدیده تنها از دل مبارزات خود آنان، با استقلال سیاسی، سازماندهی جمعی و همبستگی بینالمللیِ واقعی ساخته میشود.
ما در کنار کسانی میایستیم که در ایران و در هر نقطهای از جهان علیه ستم مقاومت میکنند؛ بدون قیمومت امپریالیستی، بدون نوستالژیهای اقتدارگرایانه و بدون دوگانههای کاذب.
مکزیک
دانشگاهیان برای فلسطین و علیه نسلکشی
۱۴ ژانویه ۲۰۲۶