اعلام همبستگی انترناسیونالیستی با خیزش ۱۴۰۴ایران
کمیته بین المللی برای بازسازی (آمریکای لاتین)
زنده باد مبارزهٔ مردم ایران علیه گرسنگی و دیکتاتوری
تاریخ انتشار: ۱۰ ژانویهٔ ۲۰۲۶
از ۲۸ دسامبر، بسیجها و اعتراضات گستردهای در ۹۰ شهر ایران آغاز شده است که به تمامی مراکز استانهای ۳۱ استان کشور گسترش یافتهاند.
کاهش شدید ارزش پول ملی (ریال) که طی یک سال به ۸۴٪ رسیده، در کنار تحریمها و سقوط صادرات نفت (که از ۲ میلیون بشکه به ۳۰۰ هزار بشکه در عرض تنها ۸ سال کاهش یافته است)، شرایطی اقتصادی غیرقابل تحمل برای کارگران و مردم ایجاد کرده است. وعدههای مربوط به یارانهها و تخفیفهای مالیاتی نمیتواند فساد و ولخرجیهای سران حاکمیت جمهوری اسلامی را پنهان کند. ترکیب این عوامل با بیاعتمادی عمیق مردم نسبت به امکان تغییر واقعی شرایط فاجعهبار زندگی توسط رژیم، وضعیت انفجاریای را در میان تودهها به وجود آورده است.
با وجود تلاشهای رژیم و متحدانش برای القای این ادعا که این اعتراضات توسط سیا و اسرائیل هدایت میشوند، حتی رئیسجمهور ایران نیز اذعان کرده است که ریشهٔ این اعتراضات در وضعیت اقتصادی است، مطالبات مردم را عادلانه دانسته و متعهد شده که اعتراضات مسالمتآمیز را سرکوب نکند.
با این حال، این اعتراضات علیه گرسنگی و علیه دیکتاتوری آیتاللهها، که ترکیب اصلی آن را جوانان تشکیل میدهند (بار دیگر «نسل Z» در صحنه)، بهشدت سرکوب شدهاند. تاکنون حدود ۲۱۷ کشته (که بسیاری از آنها زیر سن قانونی بودهاند) و هزاران بازداشتی گزارش شده است. دولت برای منزویکردن این اعتراضات، اینترنت و خطوط تلفن را نیز قطع کرده است.
سرکوب تنها به زمان تظاهرات محدود نمیشود. سازمان عفو بینالملل اعلام کرده است:
«نیروهای امنیتی بهطور خودسرانه صدها معترض، از جمله کودکانی تنها ۱۴ ساله، را هنگام پراکندهکردن اعتراضات و در یورشهای شبانه به منازل بازداشت کردهاند. برخی از این افراد حتی از بیمارستانها بیرون کشیده شدهاند. مقامات بسیاری از بازداشتشدگان را در معرض ناپدیدسازی قهری و بازداشت در شرایط بیخبری قرار دادهاند که خطر شکنجه و بدرفتاری را در پی دارد. همچنین، مقامات اقدام به پخش “اعترافات” اجباری بازداشتشدگان در رسانهها کردهاند. در ۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، “اعترافات” یک زن ۱۸ ساله و یک دختر ۱۶ ساله را پخش کرد و آنها را به “رهبری اغتشاشات” متهم نمود.»
با وجود این سرکوبها، اعتراضات روزبهروز از نظر وسعت و استحکام افزایش مییابد. معترضان با سرکوب مقابله کردهاند، دوربینهای نظارتی را تخریب کرده، در قلب تهران سنگر و پیکت ایجاد کردهاند. در چندین شهر، ساختمانهای دولتی و حتی مسجد الرسول (یکی از مهمترین مساجد ایران) را به تصرف درآورده و به آتش کشیدهاند و خشم و توان مبارزاتی خود را نشان دادهاند.
ترامپ، نتانیاهو و رضا پهلوی، پسر آخرین «شاه» ایران، تلاش میکنند از این جنبش سوءاستفاده کنند
این اعتراضات گسترده همانگونه که رژیم ایران ادعا میکند، توسط سیا هدایت نمیشوند؛ بلکه از گرسنگی و نفرت عمیق از این دیکتاتوری مذهبی سرچشمه میگیرند. این نخستین بار نیست که رژیم با اعتراضات تودهای روبهرو میشود و نه نخستین بار است که آنها را بهطور خشونتآمیز سرکوب میکند. در سال ۲۰۲۲ نیز پس از مرگ مهسا امینی، دختر ۲۲ سالهای که توسط «گشت ارشاد» به دلیل «بدحجابی» بازداشت شده بود، جنبشی عظیم شکل گرفت که با سرکوبی خونین شکست خورد.
آنچه بهطور قطع رخ میدهد این است که همانند تمام خیزشهای بزرگ تودهای، امپریالیسم تلاش میکند دخالت کند. لنین گفته بود که در انقلاب فوریهٔ ۱۹۱۷ روسیه، امپریالیسم بریتانیا دخالت داشت، زیرا برایش سودمند بود که تزار با بخشی از بورژوازی قابلاعتمادتر جایگزین شود. اما این امر مانع از آن نشد که آن انقلاب، انقلابی کارگری باشد که انقلابیون باید از آن حمایت میکردند.
بیتردید این اعتراضات بزرگ میتوانند توسط عوامل سیا، موساد و طرفداران رضا پهلوی ـ پسر شاه سابق ایران که در انقلاب ۱۹۷۹ سرنگون شد و اکنون خواستار مداخلهٔ ایالات متحده است ـ مورد نفوذ قرار گرفته باشند.
ترامپ نیز، همانگونه که امپراتوری بریتانیا در سال ۱۹۱۷، خواهان جایگزینی آیتاللهها با بورژوازیای «قابلاعتمادتر» است و میکوشد بر موج این اعتراضات سوار شود. همان کسی که نتانیاهو را در نسلکشی غزه حمایت میکند، کسی که در برابر ۶۸ هزار کشتهٔ فلسطینی سکوت کرد و اخیراً موجب مرگ ۱۰۰ نفر در ونزوئلا شده است، اکنون مدعی دفاع از حقوق بشر شده و تهدید به مداخله میکند. هیچکس نمیتواند به این دفاع ریاکارانه و دروغین از حقوق بشر از سوی یک قاتل باور داشته باشد.
ما باید این تلاشهای امپریالیسم آمریکا و حامیانش را افشا کنیم. اما هیچیک از این مسائل نباید مانع حمایت انقلابیون از مبارزهٔ تودههای ایران برای بهبود شرایط زندگی و علیه یک دیکتاتوری خونین شود.
قابل توجه است که بسیاری از سازمانهای چپ در برابر این وقایع موضعگیری نکردهاند. احتمالاً این امر ناشی از ترس آنهاست که این اعتراضات با ماهیتی شورشی، به تقویت ضدانقلاب بینجامد. این خطر وجود دارد و در بسیاری از فرایندهای انقلابی نیز رخ داده است. اما باید در نظر داشت که ضدانقلاب تنها در وجود ترامپ خلاصه نمیشود؛ دیکتاتوری ایران نیز بخشی از آن است. این خیزش تودهای بهطور عینی در برابر ضدانقلاب قرار دارد. حمایت از آن و کمک به رشدش از طریق افشای نیروهای دشمنی که در آن نفوذ میکنند، تنها راه گشودن چشماندازی مثبت در این رویارویی انقلاب و ضدانقلاب است.
ضروری است که مبارزهٔ مردم ایران برای رهایی از رژیم دیکتاتور و گرسنهساز آیتاللهها به دام امپریالیسم یا سلطنتطلبی نیفتد. باید از کارگران و مردم ایران حمایت کرد تا خود سرنوشتشان را به دست گیرند و با برپایی یک دولت سوسیالیستی انقلابی، به گرسنگی و غارت پایان دهند و به متحدی واقعی برای مبارزات مردم آسیا و سراسر جهان تبدیل شوند.
حمایت از تودههای ایران در مبارزه برای شرایط زندگیشان و علیه دیکتاتوری!
پایان سرکوب!
آزادی همهٔ زندانیان سیاسی!
نه به مجازات اعدام که توسط رژیم ایران اعلام شده است!
محاکمه و مجازات عاملان قتل معترضان!
دست ترامپ، نتانیاهو و رضا پهلوی از ایران کوتاه!
