جنبشهای اجتماعی
- توضیحات
- نوشته شده توسط Administrator
- دسته: فلسطین
مقالهای از کریس هِجِز
منبع: https://chrishedges.substack.com/
بگذار خاک بخورند
مرحله نهایی قتلعام اسرائیل در غزه، با سازماندهی گرسنگی دسته جمعی فلسطینیان، آغاز شده است. جامعه بینالمللی هم، قصد ندارد جلوی آن را بگیرد.
هرگز هیچ نوع احتمالی وجود نداشت که دولت اسرائیل با پیشنهاد آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا مبنی بر یک وقفه در جنگ موافقت کند، چه برسد به آتشبس. اسرائیل در آستانه زدن تیر خلاص به فلسطینیها در جنگ خود در غزه است، یعنی ایجاد شرایط یک گرسنگی دستهجمعی.
در زبان مقامات اسرائیلی اصطلاح "پیروزی مطلق" که این روزها ورد زبانشان گشته، بهمعنای نابودی کامل، حذف کامل فلسطینیها است. نازیها در سال ۱۹۴۲ بهطوری نظاممند پانصدهزار زن، مرد و کودک را در گتوی ورشو از گرسنگی کشتند. اسرائیل قصد دارد این رقم را پشت سر بگذارد.
اسرائیل و حامی اصلی آن ایالات متحده، با تلاش برای تعطیل کردن آژانس امدادرسانی و کارِ سازمان ملل متحد برای آوارگان فلسطینی در خاورنزدیک (اونرا) که مسئولیت تامین غذا و کمک به غزه را داراست، نهتنها مرتکب مجموعهای از جنایات جنگی میشود، بلکه دست به سرپیچی آشکار از دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) میزند. دادگاه لاهه اتهامات نسلکشی اسرائیل در نوار غزه را که توسط آفریقای جنوبی به دادگاه ارائه شد، کیفرخواستی که شامل اظهارات، اسناد و حقایق جمعآوریشده توسط "اونرا" UNRWA میشد، قابل قبول دانست و به اسرائیل حکم کرد که خود را مقید به اجرای شش اقدام موقت برای جلوگیری از نسلکشی و کاهش فاجعه انسانی بداند. چهارمین این اقدامهای موقتٔ از اسرائیل میخواهد تا گامهای فوری و مؤثری جهت ارائه کمکهای بشردوستانه و خدمات ضروری در غزه برداشته تا حیات فلسطینیان را تضمین کند.
گزارشهای "اونرا" در مورد شرایط کنونی غزه، غزهای که من بهعنوان گزارشگر به مدت هفت سال آنها را پوشش دادهام، و مستنداتی که حملات بیرویه اسرائیل را ثابت میکند بهطور قطع این نتیجهگیری "اونرا" را تصدیق میکند که «مناطقی که [از جانب اسرائیل] یکجانبهْ «امن» اعلامشدهاند اصلاً امن نیستند. هیچ کجای غزه در امنیت نیست».
نقش "اونرا" در مستندسازی نسلکشی و همچنین ارائه غذا و کمک به فلسطینیها، خشم دولت اسرائیل را برانگیخته است. نخست وزیر، بنیامین نتانیاهو پس از صدور حکم دادگاه، "اونرا" را به ارائه اطلاعات نادرست به دیوان بینالمللی دادگستری متهم کرد. اسرائیل که دهها سال است "اونرا" را هدف حملات خود قرار داده، اینبار مصمم است که این نهاد را که ۵ میلیون ۹۰۰ هزار پناهنده فلسطینی را تحت حمایت خود دارد و در سراسر خاورمیانه با کلینیکها، مدارس و تامین غذا از آنان حمایت میکند، حذف کند. نابودی "اونرا" بهدست اسرائیل اهدافی سیاسی و همچنین مادی دارد.
اتهامات بدون مدرک اسرائیل علیه "اونرا" مبنی بر ارتباط دوازده نفر از ۱۳هزار کارمند این نهاد با کسانی که در حملات ۷ اکتبر که منجر به کشته شدن حدود ۱۲۰۰ اسرائیلی شده دستداشتهاند، ترفندی بود برای اجرای این هدف. ۱۶ کشور بزرگ که جزو مهمترین کمککنندهها به "اونرا" بودند از جمله ایالات متحده، بریتانیا، آلمان، ایتالیا، هلند، اتریش، سوئیس، فنلاند، استرالیا، کانادا، سوئد، استونی و ژاپن، حمایت مالی از آژانس امدادی را بهحالت تعلیق درآوردند؛ این امر بهطورمستقیم بهمعنای قطع کمک غذایی به تقریباً همه فلسطینیها است. اسرائیل از ۷ اکتبر تاکنون ۱۵۲ کارمند "اونرا" را به قتل رسانده و به ۱۴۷ دستگاه از تاسیسات آن آسیب رسانده است. اسرائیل حتی از بمباران کامیونهای امدادی "اونرا" در مرز ابایی ندارد.
تا امروز، بیش از ۲۷۷۰۸ فلسطینی در غزه کشته، حدود ۶۷۰۰۰ زخمی و حداقل ۷۰۰۰ نفر مفقود شدهاند یعنی بهاحتمالزیاد کشته شده و زیر آوار مدفون هستند.
به گفته سازمان ملل متحد، بیش از نیممیلیون فلسطینی - یعنی از هر چهار نفر یک نفر - در غزه دارند از گرسنگی میمیرند، گرسنگی بهزودی همه جا را فرا خواهد گرفت. فلسطینیهای غزه که حداقل یک میلیون و ۹۰۰ هزار نفر از آنها آواره شدهاند، نهتنها از غذای کافی بهرهمند نیستند بلکه به آب سالم، سرپناه و دارو دسترسی ندارند. فقط کمی میوه و سبزیجات باقی است؛ آردِ خیلی کمی برای تهیه نان وجود دارد. ماکارونی، گوشت، پنیر و تخممرغ بهکل ناپدید شده است. قیمت کالاهای خشک مانند عدس و لوبیا در بازار سیاه نسبت به قبل از جنگ ۲۵ برابر شده؛ قیمت یک کیسه آرد در بازار سیاه از ۸ دلار به ۲۰۰ دلار رسیده است.
کل نظام درمانی و بهداشتی در غزه از میان رفته است؛ تنها سه بیمارستان از ۳۶ بیمارستان باقیمانده که آنها هم بهطور محدودی کار میکنند. حدود یک میلیون و سیصدهزار نفر بیپناه فلسطینی در خیابانهای شهر جنوبی رفح آواره هستند، یعنی در منطقهای که اسرائیل آن را "امن" تعیین کرده است؛ و این هم مانع از بمباران آن نیست. خانوادهها زیر بارانهای زمستانی در چادرهای برزنتی سُست، در میان استخرهای فاضلاب کثیف میلرزند. تخمین زده میشود که ۹۰ درصد از جمعیت ۲ میلیون و سیصدهزار نفری غزه از خانههای خود رانده شدهاند.
الکس دیوال، مدیر اجرایی بنیاد صلح جهانی در دانشگاه Tufts تافتس و نویسنده متن «گرسنگی دستهجمعی» در روزنامه گاردین مینویسد: «هیچ نمونهای از زمان جنگ جهانی دوم وجود ندارد که در آن کل جمعیت با چنین سرعتی به گرسنگی و فقر شدید تنزل یافته و هیچ موردی وجود نداشته که جامعه بینالمللی هیچ تعهدی برای توقف آن از خود نشان نداده باشد».
ایالات متحده، که سابقاً بزرگترین مشارکتکننده "اونرا" بود، در سال گذشته فقط ۴۲۲ میلیون دلار به این آژانس کمک کرده است. این دشواری و سختگیری در تامین بودجه، وضعیتِ درحالحاضرْ دشوار کنونی را که به دلیل بلوکه کردن کمکها توسط اسرائیل پیش آمده هرچه وخیمتر کرده و تا پایان فوریه تا حد زیادی متوقف خواهد شد.
اسرائیل به فلسطینیهای غزه دو انتخاب داده است: از اینجا برو یا درجا بمیر.
من، بهعنوان خبرنگار، قحطی سودان در سال ۱۹۸۸ را پوشش دادم که جان ۲۵۰ هزار نفر را گرفت. در ریههایم هنوز خطوط و علائمی ناشی از صدمات مربوط به بیماری سل مشهود است و زخمهایی که از بودن در کنار صدها سودانیِ در حال مرگ بوجود آمد. من قوی و سالم بودم و توانستم با این بیماری مُسری مبارزه کنم. دیگران که تضعیف و لاغر شده بودند، تلف شدند. جامعه بینالمللی، مانند امروز غزه، برای نجات آنها مداخله چندانی نکرد.
پیشزمینه گرسنگی - سوءتغذیه - امروز در اکثریت فلسطینیهای غزه قابل رویت است. کسانی که گرسنگی می کشند، کالری و توان کافی برای حفظ خود ندارند. مردم در ناامیدی شروع کردهاند به خوردن علوفه حیوانات، علف، برگ، حشرات، جوندگان، حتی خاک. بیماری اسهال و عفونتهای تنفسی بیداد میکنند. یک لقمه کوچک غذا را که اغلب فاسد شده، خردهخرده کرده و جیرهبندی میکنند.
به زودی، کمبود آهن کافی در بدنهایشان مانع از تولید هموگلوبین یعنی پروتئینی در گلبولهای قرمز خون میشود که برای رساندن اکسیژن به ریهها ضرورند و همینطور میوگلوبین، پروتئینی که اکسیژن را به ماهیچهها میرساند، و اینها با کمبود ویتامین ب یک B1 عجین شده و همه را دچار کمخونی میکند؛ از اینجا دیگر بدن از خودش تغذیه میکند. ضایعات بافتی و عضلانی آغاز شده و بدن رو به تحلیل میرود. تنظیم دمای بدن غیرممکن میشود؛ کُلیهها از کار میافتند؛ سیستم ایمنی فرومیریزد؛ آتروفی (کاهیدگی) اعضای حیاتی - مغز، قلب، ریهها، تخمدانها آغاز میشود؛ گردش خون کند شده و حجم خون کاهش مییابد؛ بدن به جولانگاه انواع بیماریهای عفونی مانند حصبه، وبا و سل تبدیل شده و شاهد انواع اپیدمی خواهیم بود که هزاران نفر را به کام مرگ خواهند کشید.
در چنین حالتی، فرد قدرت تمرکز خود را از دست میدهد؛ قربانیانی که فقط پوستی بر استخوان دارند، تسلیم عزلت ذهنی و عاطفی شده، در خود فرورفته و به نوعی بیحسی میافتند؛ دیگر نمیخواهند حرکتی بکنند یا کسی لمسشان کند. عضله قلب، ضعیف و هرچه ضعیفتر میشود. قربانیان، حتی زمانی که درازکشیدهاند، در حالت نارسایی قلبی مجازی هستند؛ زخمها خوب نمیشوند؛ بیماری آب مروارید، بینایی افراد را حتی در میان جوانان، مختل میکند. در نهایت، در میان تشنج و هذیان، قلب از کار میایستد. این فرآیند برای یک فرد بالغ ممکن است تا ۴۰ روز طول بکشد. کودکان، سالمندان و بیماران البته با سرعت بیشتری جان میدهند.
من در مناظر خشک و بایر سودان شاهد بودم که چگونه صدها چهره اسکلتی، که فقط اشباحی از موجودات انسانی بودند با ناامیدی مطلق و قدمهایی یخزده پرسه میزدند. بچههای کوچک طعمه کفتارهایی میشدند که به خوردن گوشت انسان عادت کرده بودند؛ در حومه روستایی، در کنار تلی از استخوانهای سفیدشده انسانها، ایستادم و دهها نفر را دیدم که دستهجمعی دراز کشیده بودند و از آن ضعیفتر بودند که راه بروند، و… هرگز بلند نشدند. بسیاری از آنها تنها بقایای خانوارهایی بودند که نابود شدند.
در شهر متروکه ماین آبون، خفاشها را دیدم که از بقایای مخروبه کلیسای ایتالیایی مبلغین مذهبی آویزان بودند. خیابانها را گُلهگُله علف پوشانده بود. دورتادور باند هوایی خاکی، پُر بود از صدها استخوان و جمجمه انسان و بقایای دستبندهای آهنی، مهرههای رنگی، سبدها و لباسهای پارهشده، پراکنده در اطراف. درختان خرما از وسط نصف شده بودند. مردم برگ و شیره داخلش را خورده بودند. شایعه شده بود که غذا با هواپیما تحویل داده میشود و مردم، پس از روزها پیادهروی به فرودگاه رسیدند و صبر کردند و منتظر ماندند و منتظر ماندند. هرگز هواپیمایی نرسید و کسی مردهها را دفن نکرد.
حالا، با این فاصله، میبینم که این اتفاق در سرزمینی دیگر، در زمانی دیگر تکرار میشود. من شاهد همان بیتفاوتیای هستم که سودانیها، عمدتا دینکاها را محکوم به فنا کرد و امروز گریبانگیر فلسطینیها گشته است. فقرا، مخصوصاً وقتی رنگینپوست باشند، به حساب نمیآیند. آنها را میتوان مانند مگس کُشت. قحطی و گرسنگی در غزه یک فاجعه طبیعی نیست. این طرح اصلی اسرائیل است.
در آینده دانشمندان و مورخانی خواهند آمد که در باب این نسلکشی خواهند نوشت و به دروغ وانمود خواهند کرد که باید از گذشته درس بگیریم و اینکه ما اکنون متفاوت هستیم، که تاریخ میتواند مانع از وقوع بربریتی دیگر شود. آنها کنفرانسهای دانشگاهی برگزار خواهند کرد و همصدا فریاد خواهند زد: "دیگر هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد!" آنها خود را بهعنوان انسانیتر و متمدنتر بودن ستایش خواهند کرد. اما هنگامی که زمان آن فرارسد که با نسلکشی جدیدی روبهرو شده و آنرا افشا کنند، از ترس آنکه مبادا موقعیت ممتاز یا پُستهای علمی خود را از دست دهند، مانند موش در سوراخهای خود میچپند.
تاریخ بشر، سراسر، جنایتی طولانی علیه فقرا و ستمدیدگان جهان است. غزه فصل دیگری از آن است.
ترجمه: اندیشه و پیکار
- توضیحات
- نوشته شده توسط سامان احمدزاده
- دسته: فلسطین
توطئهای جدید علیه خلق فلسطین!
٢٩ ژانویه ۲۰۲۰
بار دیگر پرده بالا رفت و از پس آن نقشهٔ فجیع آمریکا و اسرائیل آشکار شد.
- توضیحات
- نوشته شده توسط میشل وارشاوسکی - ترجمه: سامان احمدزاده
- دسته: فلسطین
شش ملاحظه در بارۀ انتخابات اخیر اسرائیل
یک: پیروزی روشنِ نتانیاهو
نتانیاهو نه تنها برندۀ این انتخابات شد بلکه حزب او، لیکود، تعداد نمایندگان خود را در مجلس (کنست) جدید از ۳۰ به ۳۶ رساند، یعنی یک نماینده بیشتر از لیست رؤسای نیروهای دفاعی اسرائیل (ای د اف) که "لیست آبی-سفید" نامیده میشود. این پیروزی چشمگیر با جذب آرای دیگر گروههای راست افراطی ممکن شد، بهطوریکه لیست وزیر سابق آموزشوپرورش او "نفتالی بِنِت"و وزیر سابق دادگستری "آیلت شاکد" (راست جدید).هیچکدام موفق نشدند حتی حداقل رأی لازم برای ورود به کنست را به دست آورند. پس دیدیم که استراتژی کارزار انتخاباتی نتانیاهو که آنرا حول شخص خود سازمان داده بود، ("یا من یا چپ") برای او بسیار کارآمد افتاد.
- توضیحات
- نوشته شده توسط سامان احمدزاده
- دسته: فلسطین
در چند ماه اخیر شرایط زندگی فلسطینی ها رو به وخامت نهاده است . دولت نتانیاهو که می توان گفت دست راستی ترین دولتیست که از تاریخ پیدایش این کشور به قدرت رسیده، با انتخاب ترامپ، افسارگسیختگیاش دیگر حدی نمیشناسد و در این چند ماه شدیدتر نیز شده است.
دولت اسرائیل که همیشه خود را دموکراتیک ترین دولت خاورمیانه وانمود میکرد با تصویب قانون "دولت ملت یهود" این بار خصلت آپارتایدی دولتش را در قانون اساسی به ثبت رساند و اساساً امکان بوجود آمدن یک دولت واحد که در آن کلیه شهروندان از حقوقی برابر برخوردارباشند را منتفی کرد. در عین حال جایگاه زبان عربی را که تا کنون زبان دوم رسمی کشور محسوب می شد نفی کرد. این قانون در تاریخ ۱۹ ژوییه ۲۰۱۸ به تصویب نمایندگان رسید.
- توضیحات
- نوشته شده توسط Administrator
- دسته: فلسطین
اعتراضات در اسرائیل علیه "کودتای قضایی"، مصاحبه با رادیو پیام کانادا:
https://radiopayam.ca/radio/videos/Ahmad_Israil.Movement.mp4
- توضیحات
- نوشته شده توسط میشل ورشفسکی
- دسته: فلسطین
ده روزی است که آنچه رسانههای بین المللی بهطور شرم آوری "رویارویی" می نامند - که البته چیزی جز هدف گلوله قرار دادن تظاهرکنندگان بی سلاح فلسطینی در مرز غزه از طرف تک تیراندازان اسرائیلی نیست - رو به آرامی میرود. نتانیاهو و لیبرمن نباید فریاد پیروزی سر دهند چرا که این آرامش فقط و فقط به این دلیل است که ماه رمضان فرا رسیده و مسلمانان ساعات زیادی از روز را در روزه بسر میبرند. پس از عید فطر که پایان این ماه محسوب می شود، به احتمال قوی تظاهرات دوباره تشدید خواهد شد و در نتیجه کشتارها نیز.
- توضیحات
- نوشته شده توسط Administrator
- دسته: فلسطین
ملاحظاتی پیرامون انتخابات اخیر اسرائیل
اول نوامبر 2022 برای پنجمین بار در چهار سال گذشته انتخاباتی در اسرائیل جهت انتخاب نخستوزیر برگزار شد. این دور از انتخابات همانطور که انتظار میرفت به پیروزی نتانیاهو منجر گشت؛ اما آنچه توجه همه ناظران را به خود جلب نمود ترکیب ائتلافی است که به نخستوزیر سابق این کشور اجازه داد تا بار دیگر بر مسند قدرت و سیاستهای خانمانسوز خویش را نسبت به فلسطینیان پیگیرد اگر چه نباید این واقعیت را فراموش کنیم که دولت قبلی به نخستوزیری یائیر لاپید علیرغم اینکه خود را موافق تشکیل یک دولت فلسطینی اعلام کرده بود در عمل بیش از همه به اعمال خشونت پرداخت. باری این بار نتانیاهو با تکیه بر ائتلافی که از احزاب راست افراطی گرفته تا احزاب مذهبیون افراطی و همچنین آنانی که به برتری قومی یهودیان معتقدند میرفت، توانست نهایتا بین ۶۲ و ۶۴ کرسی مجلس را بدست آورد.
این بدون شک راستترین و افراطیترین دولتی میباشد که اسرائیل تاکنون به خود دیده است .طبق معمول گفتمان امنیتی و ملی مذهبی، بخش اصلی کارزار انتخاباتی را به خود اختصاص داده و با کمک دستگاه ایدئولوژیک عریض و طویل دولت توانست بر ترس و هراس اهالی این کشور افزوده و آنان را اینبار هرچه بیشتر به دامان جریانات راست و انواع نژادپرستان و افراطیون مذهبی بکشاند. حضور صهیونیستهای مذهبی افراطی و برتریطلبان یهودی را میتوان خطری جدی برای خلق فلسطین تلقی کرد چرا که برای این حضرات تشکیل این کشور مبتنی بر فرمانی الهی بوده و این وظیفه هر یهودی است که از سرزمین مقدس و اهالی یهودی آن دفاع و تلاش کند و در این راستا اعمال خشونت نه تنها جایز بلکه وظیفهایی مقدس میباشد.
نکته دوم و قابل توجه این انتخابات، نابودی کامل آنچه چپ رسمی این کشور را نمایندگی میکرد میباشد. حزب کار که بهطور مداوم و از بدو تاسیس این کشور در سال ۱۹۴۸ بهعنوان یکی از دو حزب مهم اسرائیل تلقی میشد این بار به سختی توانست از مرز ۳.۲۵% لازم عبور کرده و با % ۳.۶۹ آراء چهار نماینده خواهد داشت. شریک طبیعی این حزب یعنی میرتس که جریانی لائیک و چپ معرفی میشد این بار با کسب فقط %۳.۱۶ یک نماینده هم نخواهد داشت.
نکته دیگر اینکه این تحولات که در تاریخ این کشور حائز اهمیت هستند در بیتفاوتی نسبی شهروندان اتفاق افتاد، زیرا بیش از نیمی از جمعیت، یعنی %۵۲.۵ در این انتخابات شرکت نکردند.
از این پس هیچکس نمیتواند بر ماهیت اشغالگر و آپارتاید بودن همیشه این دولت خط بطلان کشیده و منکر آن شود که آنچه فلسطینیان و یاران آنها همیشه میگفتند این بار از زبان خود سیاستمداران اسرائیل جاری شد. کسانی البته هستند که یا از جایگاهی متوهم و یا از آنجا که از شرایط موجود بهنوعی بهره میبرند همجنان بر سراب مذاکرات پافشاری میکنند.تمامی شهرکسازیها از ۱۹۴۸ تا به اکنون بیانگر این واقعیت است که هیچکدام از دولتهای اسرائیل هرگز خواهان صلح نبوده و نیستند. تعداد این شهرکها تاکنون بیش از دویست تخمین زده میشود و صدوسی شهرک از طرف دولت اسرائیل به رسمیت شناخته شده و موجودیتی قانونی پیداکردهاند. امروز در سرزمینهای اشغالی با حضور بیش از ششصدهزار شهرکنشین یهودی که عمدتا از صهیونیستهای مذهبی هستند مواجه هستیم. نگاهی کوتاه به نقشه فلسطین و چگونگی افزایش و پراکندگی این شهرکها و تمام ساختوسازهای مربوطه، نشان میدهد که هدف آپارتاید حاکم این است که امکان هر نوع تداوم ارضی را برای فلسطین از بین ببرد. تلاش آپارتاید این است که بخش اعظم خلق فلسطین را ناچار به کوچ کند تا راهیِ کشورهای عرب منطقه شوند. بقیه اهالی را تحت فشار و در فقر مطلق حفظ کرده تا به نیروی کار ارزان در خدمت سرمایه داران اسرائیلی تبدیل شوند.
از طرف دیگر آنجه بیش از هر چیز چنین سیاستی را ممکن میکند همانا ناکارآیی مقامات تشکیلات خودمختار فلسطین از یک طرف وسیاستهای حماس در غزه از طرف دیگر میباشد. تمام شواهد بیانگر تغییراتی اساسی در بین نسل جوانان مبارز فلسطینی است. شورش خودجوش اهالی محله شیخ جراح در اورشلیم در سال گذشته و حمایتی که در تمام فلسطین از آن شد عملا هشداری بود به مقامات فلسطین که در غیاب انتخاباتی دیگر کوچکترین مشروعیتی جهت نمایندگی این خلق ندارند. یادآوری میکنیم که آخرین انتخابات فلسطین به ۲۰۰۶ برمیگردد. عدم برگزاری انتخاباتی که میبایست در سال ۲۰۲۱ برگزار میشد و از طرف محمود عباس لغو شد موجی از اعتراضات بر علیه محمود عباس و تشکیلات خود مختار برانگیخت.
در چنین شرایطی وظیفه ما که فلسطینی نیستیم و در فلسطین زندگی نمیکنیم، نمیتواند چیزی جز همبستگی فعال با این خلق قهرمان باشد. همبستگی ما باید همان اندازه فعال باشد که مقاومت هفتاد و چهار ساله این خلق بوده. انجام این مهم از دو طریق ممکن است: در درجه اول انعکاس دائم اخبار مبارزات و مقاومت فلسطین و درعینحال پیوستن فعال به جنبش بایکوت محصولات اسرائیلی BDS. خرید این محصولات یعنی پذیرش و سکوت در مقابل اشغال و کشتاری که از سال ۱۹۴۸ همچون نقطه ننگی بر تاریخ معاصر، چشم هر انسانی را آزار میدهد.
سامان احمدزاده
20 نوامبر 2022
- توضیحات
- نوشته شده توسط Administrator
- دسته: فلسطین
هفت ماه اعتراض علیه رفرم قوه قضائیه در اسرائیل
مصاحبه با مژگان نوی
روزنامهنگار، فعال سیاسی و رئیس هیئت مدیره مرکز اطلاعات برای حقوق بشر در مناطق اشغالی - بتسیلم(۱)
۳۰ ژوئیه ۲۰۲۳
بهرام قدیمی
سؤال: اخیراً در اسرائیل قانونی به تصویب رسیده که ظاهراً قوه قضایی را در اختیار قوه مجریه قرار میدهد؛ به این معنی که قوه مجریه میتواند بدون هیچگونه کنترلی فعالیت کند و این باعث شده که ازماهها پیش شاهد تظاهرات وسیع در اسرائیل باشیم. آیا میتوانید درباره این قانون و تأثیراتش در جامعه اسرائیل توضیحاتی بدهید؟
مژگان نوی: بله، اینها یکسری قوانین هستد که حکومت قصد دارد به تصویب برساند، بعضی هم اکنون تصویب شده و برخی دیگر هنوز نه. از جملهی این قوانین این است که تا به حال کمیتهای که افراد آن باید قاضیهای دادگاه عالی اسرائیل را انتخاب میکردند میبایست به نمایندههای احزاب سیاسی در اقلیت تعلق میداشتند، الان دولت قصد دارد که این کمیته را بهصورتی تغییر بدهد که افراد متمایل به حکومت در اکثریت باشند یعنی به این ترتیب قاضیها فقط به دلخواه حکومت منتصب میشوند، که این قانون هنوز مورد تصویب واقع نشده.
مجموعهای از این دست قوانین وجود دارد که دولت تلاش دارد به پیش برد. جدیدترین آنها که هفته پیش تصویب شد، این است که اگر تا به حال مرجع قضایی میتوانست طرح پارلمان یا لایحه دولت را بهدلیل منطقی نبودن آن لغو بکند از این پس چنین امری ممکن نیست یعنی دولت میتواند غیرمنطقیترین قوانین را تصویب کند بدون این که دادگاهی قادر به جلوگیری از آن باشد.
همانطور که گفتم، این مجموعهای از قوانین جدید است که هدف کلی از تصویب آنها ایجاد تغییر در رژیم اسرائیل میباشد. صدهاهزار نفر بهصورت هفتگی، با این استدلال در اعتراضات وسیع سراسری که بیش از هفت ماه طول کشیده شرکت کردهاند که "اسرائیل تا کنون کشوری دموکراتیک بوده، تصویب این قوانین رژیم اسرائیل را از رژیمی دموکراتیک به یک دیکتاتوری افراطی تغییر خواهد داد". قسمت دوم این جمله صحیح است به این معنی که این دولت مصمم است تا عناصر دموکراتیکی را که تا کنون در رژیم اسرائیل وجود داشته از بین ببرد و یک رژیم تئوکراتیک افراطی جایگزین آن بکند؛ بهگونهای که از طریق انتخابات هیچ نیروی سیاسی دیگری نتواند بههیچوجه حکومت احزاب دست راستی را تهدید کند؛ اما قسمت اول آن درست نیست، نمیتوان گفت که اسرائیل کشور دموکراتیکی است. هر چند برای شهروندان یهودی تا حدودی کشور دموکراتیکی بوده ولی کشوری که ۵۶ سال است مناطق فلسطینی را اشغال کرده و میلیونها تن از شهروندان را، هم در مناطق اشغالی و هم در مناطق اسرائیلی، تحت سرکوب و تبعیض شدید نگه داشته و از طرف دیگر امتیازات بسیاری برای یهودیان قائل است، بنابراین نمیشود گفت که اسرائیل کشور دموکراتیکی است.
هدف اصلی این اعتراضات برگرداندن وضیعت به زمان قبل از کودتای دولتی است، به زمانی که اسرائیل حداقل برای یهودیان یک کشور دموکراتیک بود، علیرغم این که در همان زمان میلیونها فلسطینی را سرکوب میکرد.
به نظر من این فرصت بسیار مهمی برای ما مردم اسرائیل است. ما میبایست این بحث ساسی را که هرگزانجام نشده، یعنی معنای دموکراسیای را که در خیابان فریاد میزنیم برای خودمان بازتعریف کنیم؛ براستی مفهوم کلمهی "دموکراسی" برای ما چیست؟ متأسفانه در جمعیت یهودیان اسرائیل این بحث هنوز به قدر کافی صورت نمیگیرد.
سؤال: شما به نکته خوبی اشاره کردید؛ میدانیم که سازمان شما "بتسیلم"، دولت اسرائیل و قوانین کنونی آن را بهعنوان آپارتاید ارزیابی میکند و روی این موضوع بسیار کار کردهاید. آیا در این چند ماهی که مردم به خیابان آمدهاند هرگز کسی در بین معترضین نبوده که مسئلهی فلسطین را مطرح بکند؛ مثلاً بگوید که ما این چند میلیون فلسطینی را چگونه در این مبارزات شریک کنیم؟
مژگان نوی: این سؤال بسیار مهمی است. در این مورد اولین مسئلهای که باید به آن اشاره کرد این است که شهروندان فلسطینی بههیچعنوان در این تظاهرات شرکت نمیکنند .با یک نگاه منطقی باید از خودمان بپرسیم چرا آنها به خیابان نمیآیند تا فریاد دموکراسی سر دهند؟ درحالیکه فلسطینیها گروهی هستند که بیش از همه نیاز به دموکراسی واقعی دارند. این چند دلیل دارد که همزمان پاسخ سؤال شما هم هست. این موج اعتراضات نه تنها حرفی از مناطق فلسطین اشغالی نمیزند بلکه از هر بحثی در این مورد بسیار پرهیز میکند تا بتوانند تعداد بیشتری از مردم را به خیابان بیاورند و خودشان هم میدانند و متأسفانه واقعیت هم حاکی از آن است که بهمحض صحبت از اشغالگری، آپارتاید و بدرفتاری و سرکوب ارتش اسرائیل علیه فلسطینیها، آنها میگویند که اعتراضات سیاسی شده و در نتیجه افراد کمتری در تظاهرات شرکت خواهند کرد. این معترضین میخواهند به خودشان یک جلوه میهنپرست و ارتشپرست بدهند. همانطوری که در فیلمها و عکسها مشخص است در تظاهراتها اقیانوسی از پرچمهای اسرائیل دیده میشود. اکثرا با پرچم اسرائیل بیرون میروند تا بگویند ما میهنپرست هستیم، ما اسرائیلیهای واقعی هستیم و از ارتش حمایت میکنیم.
این را هم باید گفت که یکی از نکات جالب و درعینحال مسخرهی اعتراضات این است که رهبران این اعتراضات بهصورت علنی میگویند که اگر تا بهحال سربازها و افسرهای ارتش اسرائیل پایشان به دادگاههای بینالمللی نرسیده به این دلیل است که مؤسسات بینالمللی به دادگاههای اسرائیلی و به قوۀ قضایه اسرائیل اعتماد دارند و تا وقتی که این اعتماد وجود دارد حتی اگر قوانین بینالمللی نقض شود، خودِ دادگاههای اسرائیل میتوانند به آن برخورد کنند. این رهبران معتقدند که اگر دنیا به این نتیجه برسد که دادگاههای اسرائیلی مستقل نیستند و قدرت برخورد و بررسی مستقل را ندارند آن زمان خطر محاکمه سربازها و افسران اسرائیلی در دادگاههای بینالمللی وجود خواهد داشت. در نتیجه این رهبران نه فقط علیه جرائم دولت اسرائیل در حق فلسطینیها حرفی نمیزنند، بلکه یکی از انگیزههایشان در این اعتراضات حمایت از ارتش و سربازهای اسرائیلی است که مرتکب جرم علیه فلسطینیها میشوند.
سؤال: بهعبارت دیگر شما میگویید که دلیل شرکت عدهای در این تظاهرات درواقع حفظ دولت و حفظ سیستم آپارتاید در اسرائیل است؟
مژگان نوی: صد در صد! البته خودشان هیچگاه شرکت در این اعتراضات را بدینگونه تفسیر نمیکنند. اگر از آنها سؤال کنید، خواهید دید، حتی خودشان باور دارند که برای حفظ دموکراسی در اسرائیل است که به خیابان میروند، اما مسئله این است که در طول دهها سال دنیا این اجازه را به اسرائیلیها داده که بتوانند هم سیستم آپارتاید داشته باشند، هم مناطق فلسطینی را اشغال کنند و همزمان خودشان را بهعنوان یک کشور دموکراتیک نه تنها به دنیا بقبولانند بلکه به خودشان هم تلقین کنند که یک دموکراسی بسیار قوی و عالی داریم! درواقع مردم اسرائیل قدرت درک معنای دموکراسی را از دست دادهاند، آنها واقعاً دموکراسی را به این صورت تفسیر میکنند و میفهمند.
بدون شک مردم به خیابان میریزند زیرا یک ترس بسیار عمیق آنها را فراگرفته که در حال از دست دادن اساسیترین مزایایشان هستند، یا بهعبارت دیگر احساس میکنند که وضعشان کمکم به وضع فلسطینیها نزدیک میشود. تا زمانی که فقط فلسطینیها تحت سرکوب اسرائیل بودند، این برای همه یک امر عادی به نظر میرسید ولی اکنون که حقوق و مزایای شهروندان یهودی هم مورد تهدید قرار گرفته، ناگهان ترس عجیبی مردم را فراگرفته است.
سؤال: ما نیروها را براساس اقشار و طبقات اجتماعی میشناسیم، حتی در جامعه فلسطینی نیز میان آنهایی که استثمار میشوند و بورژواها تفاوت قائل هستیم. برای افرادی که از خارج به مسائل و اتقاقات اسرائیل نگاه میکند بهخصوص مردم خاورمیانه، همیشه این مسئله مطرح بوده که در اسرائیل بیشتر چه طبقه یا قشری از جامعه علیه این قانون یا بهاصطلاح "رفرم قانون" به خیابان میآید؟
مژگان نوی: من مارکسیست نیستم یعنی تفکر سیاسی مارکسیستی ندارم، ولی هیچ شکی نیست که این موج اعتراضات دارای خصوصیات طبقاتی واضحی است. در این اعتراضات اکثرا طبقه متوسط به بالا شرکت میکند. طبقات پایین یهودی تا حدودی مثل فلسطینیها هیچ نصیبی از این دموکراسی اسرائیلی نبردهاند. این دموکراسی که امروزه به این اندازه مورد تحسین مردم قرار گرفته، هرگز برای طبقات پایین جامعهی اسرائیل منفعتی نداشته است و اکنون نیز آنها در این اعتراضات مشارکت زیادی ندارند. از نگاه طبقاتی بسیار واضح است که این اعتراضاتِ طبقات متوسط به بالاست و طبقات پایین در آن شرکتی ندارند.
سؤال: این اعتراضات علیه یک ضدرفرم قانونی است، آیا در اسرائیل چیزی بهعنوان قانون اساسی وجود دارد؟
مژگان نوی: خیر. در اسرائیل قانون اساسی نداریم، ولی یک سری قوانین به اسم "قوانین پایهای" شناخته میشوند که خیلی مهمتر از قوانین معمولیاند. برای لغو یا تغییر آنها نیاز به تایید اکثریت بیشتری در پارلمان است. در اسرائیل قانون اساسی نداریم، این قوانین پایهای را میشود با اکثریت دو سوم عوض کرد.
سؤال: چرا اروپاییها اصرار دارند روی مسئله دموکراسی در اسرائیل تأکید کنند؟ چرا تمام اخباری که در اروپا میشنویم حاکی از این است که نتانیاهو قصد محدود کردن دموکراسی را دارد و به این دلیل است که آنها ناراحتند یا اظهار ناراحتی میکنند؟
مژگان نوی: این چند دلیل دارد. اولاً همانطور که گفتم در این سالها کشورهای اروپایی و صددرصد آمریکا، به نوعی با اسرائیل شریک جرم بودهاند و این امکان و اجازه را به اسرائیل دادهاند که همزمان با اشغالگری و برپایی رژیم آپارتاید در جمع کشورهای دموکراتیک دنیا پذیرفته بشود. این کشورها بهعنوان شریک جرم در این بازی سهیم هستند و برایشان مهم است که اسرائیل قوانین بازی را تغییر ندهد. آنها چون منافع مشترک استراتژیکی دارند نمیخواهند اسرائیل را بهعنوان یک عضو و شریک در این جمع از دست بدهند. همچنین شاهد تقویت نیروهای فاشیست افراطی در دنیا هستیم و نتانیاهو یکی از برجستهترین شخصیتها در بین رهبران افراطی فاشیست است. شکست نتانیاهو میتواند تأثیر منفی بزرگی روی رهبران فاشیست داشته باشد و از طرف دیگر موفق شدن این کودتایِ رژیمیِ نتانیاهو نیز تأثیر بسزایی روی تقویت این جمع رهبران فاشیست در دنیا و بهخصوص در اروپا خواهد داشت. بنابراین اروپا برای حفظ منافع خود با نگرانی بسیار زیاد تحولات اسرائیل را تعقیب می کند.
سؤال: آیا در صورت ادامه یافتن تظاهرات، امکان دارد جهت اعتراضات عوض شود؟ یعنی علاوه بر جلوگیری از تغییر قانون در اسرائیل، مطالبات اجتماعی هم وارد مبارزات مردم بشود؟
مژگان نوی: صددرصد. نه در آینده، بلکه هم اکنون نیز طرح مطالبات در تظاهرات در حال عوض شدن است. یکی از مهمترین تحولات در این اعتراضات امتناع از خدمت تعداد هرچه بیشتری از سربازان در ارتش است - میدانید که در اسرائیل خدمت در ارتش اجباریست - و این موضوع بسیار مهمیست، چرا که ارتش در اسرائیل چیز مقدسی تلقی میشود و تا کنون خودداری از خدمت فقط بهعنوان یک اعتراض سیاسی علیه آپارتاید و اشغال مناطق فلسطینی انجام میگرفته، ولی اکنون کسانی که حتی دست چپی هم نیستند میگویند که ما در یک ارتش دیکتاتوری خدمت نخواهیم کرد. این میتواند واقعاً رژیم اسرائیل را تکان شدیدی بدهد. این تحولیست که شروع شده و ما شاهدش هستیم، این به نوبه خود میتواند منجر به این شود که نتانیاهو برای نجات خود و برای برگرداندن این افراد به ارتش، دست به جنگی تمام عیار بزند و ما این را میدانیم که نتانیاهو کیست و هیچ خط قرمز اخلاقی و سیاسی ندارد و هرکاری از او بر میآید.
این امکان واقعا وجود دارد که برای مقابله با اعتراضات و با موجِ خودداری از خدمت، نتانیاهو آتشی را در جایی روشن بکند تا به مردم اسرائیل بگوید که الان باید متحد شویم، شرایط اضطراری است، در ارتش به نیرو نیاز داریم و مردم هم صددرصد شرکت خواهند کرد. میدانید که اسرائیلیها همیشه با این احساس زندگی میکنند که یک تهدید و یک ابرِ خطر بر فراز سرشان حضور دارد. این ترس را بهصورت مصنوعی تلقین میکنند و در خون و بطن وجود مردم رخنه کرده است. اگر نتانیاهو بجایی برسد که دیگر هیچ راهی نداشته باشد، من صددرصد باور دارم که این کار از او بر میآید که جنگی را شروع کند تا مردم را از اعتراضات دور و آنها را با مسئله دیگری مشغول بکند.
سؤال: درواقع با سلاح ناسیونالیزم به جنگ اعتراضات مردم برود...؟
مژگان نوی: دقیقا. و این چیزیست که دهها بار - اگر نه بیشتر- ثابت شده. در اسرائیل تمام مردم در یک ثانیه همه تفاوتهای فکری و سیاسی را وقتی احساس خطر میکنند، به کنار میگذارند. شاید در تمام دنیا چنین باشد.
سؤال: آیا این اعتراضات روی روابط خارجی دولت اسراییل تأثیری داشته است؟
مژگان نوی: روابط اسرائیل و آمریکا از زمان استقرار اسرائیل تا کنون در وخیمترین مرحله خود است. یعنی تا الان در هیچ برههای از تاریخ اسرائیل، روابط ما با آمریکا هرگز به این اندازه صدمه ندیده بوده. مثلا بایدن تا به امروز نتانیاهو را دعوت نکرده است، با این که چندی پیش رئیس جمهوری اسرائیل هرتزوگ را دعوت کرد و این بیاعتنایی سختی به نتانیاهو محسوب میشد. با این کار بایدن تقریباً بهصورت علنی روشن کرد که تا زمانی که نتانیاهو سیاستهای فعلی را پیش میبرد علاقهای به دعوت او ندارد. سیاستمداران آمریکایی و ازجمله چند تن از سفرای سابق آمریکا در اسرائیل برای اولین بار میگویند که آمریکا باید درباره کمکهای نظامی به اسرائیل تجدید نظر کند. اسرائیلیها هرگز تصور نمیکردند که آمریکا روزی با این لحن با اسرائیل برخورد کند.
سؤال: سیاستمدارهای رسمی فلسطینی در کرانه باختری و غزه و… با این اعتراضات چگونه برخورد میکنند؟
مژگان نوی: سکوت استراتژیک! از این نظر بین کرانه باختری و غزه تفاوتهایی وجود دارد. درواقع ابومازن [محمود عباس] همانطور که منتقدین فلسطینی میگویند، مثل یک عروسک در دست اسرائیل است و هیچ قدرت واقعی ندارد. ارتش اسرائیل به صورت روزانه در داخل شهرهای فلسطینی مثل رام الله، جنین، نابلس... که طبق قرارداد اسلو باید تحت تسلط کامل ابومازن باشند، هر کسی را که بخواهند میکشند یا دستگیر میکنند و بسیاری از این عملیات با همکاری خود مسئولین فلسطینی و دستگاه ابومازن انجام میگیرد.
غزه داستان دیگریست. این تصمیم استراتژیک حماس است که در حال حاضر هیچ بهانهای بهدست نتانیاهو ندهد. درواقع نظرشان این است: حالا که اسرائیلیها خود را از داخل ضعیف میکنند و خودشان کشور خودشان را پارهپاره میکنند، ما اکنون هر کاری بکنیم فقط به نفع نتانیاهو خواهد بود و بههمین دلیل وضعیت امنیتی از این لحاظ خیلی آرام است. نه حماس و نه جهاد اسلامی، عملیاتی انجام نمیدهند، نه موشکی نه حملهای و این یک تصمیم استراتژیک است که در حال حاضر بدون دادن بهانه به دست نتانیاهو، کنار بایستند و فقط تماشاگر باشند و عکسالعمل نشان دادنشان کار منطقیای نخواهد بود.
به خاطر وقتی که گذاشتید خیلی از شما متشکریم.
(1)- نگاه کنید به: https://www.btselem.org/about_btselem
- توضیحات
- نوشته شده توسط سامان احمدزاده
- دسته: فلسطین
بار دیگر فلسطین، بار دیگر غزه، بار دیگر کشتار، و بار دیگر مبارزه این خلق قهرمان...
چگونه میتوان از فلسطین گفت و تکرار مکررات نکرد؟ چگونه میتوان از این خلق حماسه آفرین و و مقاومتش سخن گفت و به دام حمایتها و موضعگیریهایی که فقط وجدان معذب را برای خواب آسوده آرام میکنند نیافتاد ؟
هرگاه به فلسطین و مبارزاتش میاندیشیم که در طی چندین دهه هرگز دست از مقاومت و ایستادگی برنداشته است درد در رگان جای خون را میگیرد .
داستان فلسطین فشردهایی است از هر آنچه سرمایهداری میتواند بر سر خلقهای جهان بیاورد: استثمار، استعمار، بردهداری، شکنجه و کشتار .وظیفه ما قطعاً این خواهد بود که مبارزات این خلق را در چهارچوب نظام سرمایهداری جهانی ارزیابی کنیم و از این طریق جایگاه و دوران مبارزاتی آن را دریابیم که خود البته کاری است کارستان؛ چرا که در حال حاضر نه تنها ما دادههای کافی و دقیقی از فلسطین نداریم، بلکه از درگیریهای درونی جناحهای دست اندرکار نیز اطلاعات روشنی در دست نیست. در چنین شرایطی دو وظیفه لاجرم در مقابل ما قرار دارند: تحریم کالاهای تولید شده در اسرائیل و حمایت از جنبش بایکوت علیه اسرائیل BDS و تبلیغ دائم آن، و نیز تلاش دائم برای انعکاس هر چه بیشتر مبارزات خلق فلسطین .